{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینبار میخواهم برایت قصه بگویم !

اینبار میخواهم برایت قصه بگویم !

قصه ی همان مسافری که نوشته هایش را در کوله بارش ریخته و راهی سفر شده ...

از همان سفر های طولانی ای که برود و برود تا در رویا هایش گم شود !

آنقدر گم شود که دیگر راه بازگشت را پیدا نکند !

میدانی مسافر خیلی خسته است ! خیلی ...

انقدر خسته که می خواهد به خواب زمستانی برود ! تا وقتی که بیدار شد همه چیز زیبا

باشد ... حتی دلش !

آنوقت فریاد میکشد ! تا سکوت هایش را برای همیشه فراموش کند ...

تا دیگر دلش نگیرد ... تا با نوشته هایش آشتی کند !

تا غروب که میشود تمام وجودش را غم نگیرد !

تا اشک که میریزد خنده را فراموش نکند ...

کاش ابرها میدانستند که مسافر چقدر باران را دوست دارد ... آنوقت انقدر میباریدند تا

مسافر اشک هایش را فراموش کند و فقط بخندد !

کاش فقط یک نفر باشد که دلش برای مسافر تنگ شود ... تا مسافر برای او هم که شده

از عمق تمام سفرهایش به سوی او راهی شود ! کاش این آخرین سفرش باشد !

کاش مسافر قصه ما دیگر سفر نکند ... !
دیدگاه ها (۱)

نه در عقلم نه مدهوشمنه آرامم نه می جوشمفقط تنهای تنهایمنه می...

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

*Söz dalga dalga coşmada amma onu dudakla,dille değil,gönüll...

چطور که ماه در میان ستارگان ظاهر می شود ،اگر عاشق درمیان هزا...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۶صبح روز بعد، فضای و...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

🧁 پارت چهاردهم | اعترافی که در دل ماندبعد از آن روز شلوغ، چن...

......//برده ی زیبا//......

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

چندپارتی♡نام:𝐄𝐜𝐡𝐨𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐇𝐨𝐦𝐞♡PART:۶در همان لحظه رزی که قرار ب...

پارت ۵توبیراما دیگه توان حرف زدن نداشت . رفت توی اتاق . روی ...

The Joke That Broke Us

پارت بیست‌ودوم | بالاخره گفتی...نور ملایم غروب از پنجره‌ی ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط