{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکيم يادش بخير .....

کودکيم يادش بخير .....

وقتي قرار بازي ميگذاشتيم .....

وفادر و مهربان به هم بوديم .....

بي مقدمه سلام و خداحافظي ميکرديم .....

بدون هيچ قهر و آشتي ....

يادت هست وقتي پنهان شدي ....

براي بازي ، لحظه اي که پيدايت نکردم .....

آرام صدايم کردي ....

وقتي برگشتم نگاهت کنم .....

چشمان پر از اشکم را ديدي ....

با دستان اشک هايم را پاک کردي ....

و گفتي : ببين من جاي نميرم ....

هميشه کنارتم ....

اما ...

کجاست آن دستان مهربان کودکيت .....

که باز پاک کند اشک چشمانم را .....

با لبخند بگوي : کنارت هستم ، تا ......


N....B
دیدگاه ها (۱۲)

** تقديم به دوست گراميم که براي مادرش ، مردانه مادري ميکند *...

چه خاطرات وفاداري دارم .....حتي لحظه اي هم ، اجازه ندارم ......

نگاهت را ثبت ميکنم ، به دوربين نگاهم .....لحظه اي درنگ کن .....

عزيز جان ، احساس زيبايت را در سينه نگه مدار ....آسوده و زيبا...

ترجمه به فارسی خان ننه(مادر بزرگ) کجا ماندی؟الهی که دورت بگ...

یادمه خیلی فکر کردم برای تولد کسی که مثل آب وسط کویر بهم جون...

سناریو اسلیترین

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

و هنوز #تـღـو ↬ رادر تار و پود شعرمیتوان نوشتــــمیشود داشتـ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط