می شناسم دختری

می شناسم دختری
درانتهای کوچه ما ساکن است

عاشق است
اما زبانش را
قفل زمان بشکسته است

لیلی اش گویند
چهرهِ ژولیده اش ،بی رنگ وزرد

خنده هایش گریه
و
شبنمی برگونهِ اش خشکیده است
دیدگاه ها (۵)

هر شبکه ستاره یچشمانت میدرخشددرد دل هایم گل می اندازه ودلم ر...

ڪاش "قلبم" درد "تنهایی" نداشت"چهرہ ام"هرگز"پریشانی" نداشتڪاش...

زندگی دفتری از خاطره هاست؛یک نفر در دل شبیک نفر در دل خاکیک ...

جمعه روزی نیست که فقط بخواهیم به شب برسانیم و تمامش کنیمجمعه...

14:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویلقدم‌هایی به سوی...

چپتر ۱۰ _ سقوط سایهسال ها از روزی که باربارا دوباره به دنیا ...

رمـان زخم عشـق توپارت پنـجم🫐✨︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵᷼︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط