هانا یادم میاد یه بار یکی از دخترا چون با یه بادیگارد رابطه داشته ...
#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟑𝟏
هانا: یادم میاد یه بار یکی از دخترا چون با یه بادیگارد رابطه داشته دست و پاشو با اتو سوزوند.
آنالی:بادیگاردو چیکار کرد؟
هانا:اون رو هم انداخت توی چاه پر از مار.
آنالی:تو نمیترسی ازش؟
هانا:نه برام عادی شده.
بهتره تو هم به حرفاش گوش بدی اون براش زن و مرد بچه هیچ فرقی نمیکنه بهش گوش ندی تنبیهت میکنه.
آنالی:آهوم.
هانا:خب بیا دیگه راجب این قضیه صحبت نکنیم.
آنالی:باشه
هانا:خب یکم از خودت بگو.
.............
ویو میز شام
کوک:توی اتاق هانا بهت چی گفت؟
آنالی:هیچی فقط گفت به حرفات گوش بدم.
کوک: همین.
آنالی:آره دیگه میخواستی چی بگه.
کوک: هیچی.
راستی فردا آماده باش میخوام ببرمت جایی.
آنالی:کجا؟
کوک:خودت میفهمی.
آهان راستی بیا اینو بگیر(دادش بهش
آنالی:این چیه؟
کوک:گوشیه چون بهت قول دادم برات خریدم.
آنالی:وایی خیلی ممنونم(ذوق
کوک: فقط شماره من و هانا روش ذخیرست.
و اینکه شماره ناشناس رو جواب نده.
آنالی:اوم باشه(بلند شد که بره.
کوک:کجا؟
آنالی:غذام تموم شده.
کوک:.................
ادامه دارد...............∆
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟑𝟏
هانا: یادم میاد یه بار یکی از دخترا چون با یه بادیگارد رابطه داشته دست و پاشو با اتو سوزوند.
آنالی:بادیگاردو چیکار کرد؟
هانا:اون رو هم انداخت توی چاه پر از مار.
آنالی:تو نمیترسی ازش؟
هانا:نه برام عادی شده.
بهتره تو هم به حرفاش گوش بدی اون براش زن و مرد بچه هیچ فرقی نمیکنه بهش گوش ندی تنبیهت میکنه.
آنالی:آهوم.
هانا:خب بیا دیگه راجب این قضیه صحبت نکنیم.
آنالی:باشه
هانا:خب یکم از خودت بگو.
.............
ویو میز شام
کوک:توی اتاق هانا بهت چی گفت؟
آنالی:هیچی فقط گفت به حرفات گوش بدم.
کوک: همین.
آنالی:آره دیگه میخواستی چی بگه.
کوک: هیچی.
راستی فردا آماده باش میخوام ببرمت جایی.
آنالی:کجا؟
کوک:خودت میفهمی.
آهان راستی بیا اینو بگیر(دادش بهش
آنالی:این چیه؟
کوک:گوشیه چون بهت قول دادم برات خریدم.
آنالی:وایی خیلی ممنونم(ذوق
کوک: فقط شماره من و هانا روش ذخیرست.
و اینکه شماره ناشناس رو جواب نده.
آنالی:اوم باشه(بلند شد که بره.
کوک:کجا؟
آنالی:غذام تموم شده.
کوک:.................
ادامه دارد...............∆
- ۸.۶k
- ۱۷ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط