+why me?
+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.130
(از زبون جونگ کوک)
چند هفته گذشته بود.
شکم ا.ت حالا واقعاً داشت بزرگ میشد. هنوز خیلی کوچیک بود، ولی وقتی لباسهای گشاد میپوشید، واضحتر دیده میشد. من هر روز دستمو میگذاشتم رو شکمش و منتظر میموندم تا یه حرکت کوچیک حس کنم.
امروز صبح، ا.ت رو تخت نشسته بود و داشت با دستش شکمشو نوازش میکرد. من از پشت بغلش کردم و چونهم رو شونهش گذاشتم.
(آروم)
- امروز چطوری؟ شکمت داره بزرگ میشه. قشنگ شده.
ا.ت لبخند زد و دستمو گرفت و گذاشت رو شکمش.
+ ...گاهی حس میکنم داره تکان میخوره. خیلی کوچیکه، ولی حسش میکنم.
من لبخند زدم و آروم شکمشو بوسیدم.
(با لبخند)
- روزا جون... داره بزرگ میشه. تصور کن چند ماه دیگه چقدر قشنگ میشه. مثل مادرش.
ا.ت خندید و سرشو به شونهم تکیه داد.
+ گاهی هنوز میترسم. ترس از اینکه نتونم خوب مادر باشم.
من محکمتر بغلش کردم و آروم گفتم:
- تو بهترین مادر دنیا میشی. من اینجام. با هم بزرگش میکنیم.
ما اون روز آروم تو باغ قدم زدیم. ا.ت گاهی دستشو روی شکمش میگذاشت و لبخند میزد. من هم هر بار که نگاهش میکردم، بیشتر عاشقت میشدم.
شکم ا.ت کمکم بزرگتر میشد، و با بزرگ شدنش، عشق من بهشون هم بیشتر میشد............
ادامه دارد............
بچه ها ممکنه رزا رو گاهی به صورت روزا اشتباهی تایپ کنم
-I shouldn't fall in love with you
p.130
(از زبون جونگ کوک)
چند هفته گذشته بود.
شکم ا.ت حالا واقعاً داشت بزرگ میشد. هنوز خیلی کوچیک بود، ولی وقتی لباسهای گشاد میپوشید، واضحتر دیده میشد. من هر روز دستمو میگذاشتم رو شکمش و منتظر میموندم تا یه حرکت کوچیک حس کنم.
امروز صبح، ا.ت رو تخت نشسته بود و داشت با دستش شکمشو نوازش میکرد. من از پشت بغلش کردم و چونهم رو شونهش گذاشتم.
(آروم)
- امروز چطوری؟ شکمت داره بزرگ میشه. قشنگ شده.
ا.ت لبخند زد و دستمو گرفت و گذاشت رو شکمش.
+ ...گاهی حس میکنم داره تکان میخوره. خیلی کوچیکه، ولی حسش میکنم.
من لبخند زدم و آروم شکمشو بوسیدم.
(با لبخند)
- روزا جون... داره بزرگ میشه. تصور کن چند ماه دیگه چقدر قشنگ میشه. مثل مادرش.
ا.ت خندید و سرشو به شونهم تکیه داد.
+ گاهی هنوز میترسم. ترس از اینکه نتونم خوب مادر باشم.
من محکمتر بغلش کردم و آروم گفتم:
- تو بهترین مادر دنیا میشی. من اینجام. با هم بزرگش میکنیم.
ما اون روز آروم تو باغ قدم زدیم. ا.ت گاهی دستشو روی شکمش میگذاشت و لبخند میزد. من هم هر بار که نگاهش میکردم، بیشتر عاشقت میشدم.
شکم ا.ت کمکم بزرگتر میشد، و با بزرگ شدنش، عشق من بهشون هم بیشتر میشد............
ادامه دارد............
بچه ها ممکنه رزا رو گاهی به صورت روزا اشتباهی تایپ کنم
- ۱.۳k
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط