{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.129

(از زبون ا.ت)

شب شده بود. ما تو اتاق نشسته بودیم، جونگ کوک روی تخت دراز کشیده بود و من سرم رو سینه‌ش بود. دستش آروم روی شکمم بود و گاهی نوازش می‌کرد.

(آروم) 
- باید اسمی برای دخترمون انتخاب کنیم. نمی‌خوام تا آخر بارداری بدون اسم بمونه.

من سرمو بلند کردم و بهش نگاه کردم.

(لبخند) 
+ تو چی دوست داری؟

جونگ کوک یه لحظه فکر کرد و گفت:

(با لبخند) 
- "رزا". روزا جون. مثل روز، مثل نور، مثل چیزی که بعد از همه این تاریکی‌ها اومد.

من یه لحظه ساکت شدم. اسم قشنگ بود. ساده، گرم، آشنا.

(آروم) 
+ رزا... دوست دارم. رزا جون.

جونگ کوک پیشونیمو بوسید و دستمو گرفت.

(با صدای نرم) 
- رزا جون... دختر ما. تصور کن چقدر قشنگ می‌شه.

من سرمو دوباره گذاشتم رو سینه‌ش و آروم گفتم:

+ ...رزا. اسم خوبیه. مثل تو، قوی و در عین حال نرم.

جونگ کوک خندید و منو محکم‌تر بغل کرد.

(با شیطنت) 
- امیدوارم مثل تو باشه. قشنگ، باهوش، و گاهی خیلی سرسخت.

من خندیدم و مشتمو آروم کوبیدم به سینه‌ش.

+ احمق... ولی آره، امیدوارم مثل من باشه. حداقل تو دعوا کردن با پدرش قوی باشه.

ما اون شب ساعت‌ها در مورد روزا حرف زدیم. از اینکه اتاقش چطور باشه، از لباس‌هاش، از اینکه چطور بزرگش کنیم.

برای اولین بار بعد از مدت‌ها، احساس کردم یه آینده واقعی داریم. یه آینده با رزا.............
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۶)

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.130(از زبون جون...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.131(از زبون جون...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.128(از زبون ا.ت...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.127(از زبون ا.ت...

part60 عشق پنهانجونگ کوک: آفرین کوچولوات: یه کار نکن لگد بند...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.43(از زبون ا.ت)...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.16صبح هنوز آروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط