{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنچنان ساده ام

آنچنان ساده ام
که گنجشکها هم می توانند 
در جیب هایم لانه کنند 
با پروانه ای سال ها دوست می شوم 
برای پای مورچه ام که به گل می ماند 
های های گریه می کنم 
در دور و دراز باور خود 
کودک می مانم 
همیشه 
حالا 
چقدر با من رو راستی 
از اینجا تا کجای دنیا برای تو بدوم 
و یا با کدام شاخه ی خیانت 
خودم را حلق آویز کنم 
روزی وقتی که دیگر من نیستم 
نمی خواهم 
در پیدا و پنهان 
تلخ بخندی 
ویا به خنده بگویی که من 
واقعا ساده بوده ام 
حتی 
در پیله ی تصور و تصویر
دیدگاه ها (۹)

میوه ی ممنوعه چیدن را ... که حوّا باب کردآدم، اخراج از بهشت ...

بد نکن با دلم اینگونه که بد می بینی! می نشینی لبِ دلشوره و غ...

"زندگی" خواهم کرد...نه در این وادی مفروش به خاکسترِ آه...نه ...

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا رافراموشش نخواهم کرد چو...

part29

پارت ۱۱:خشونت"همانا، این من باشم، که فقط برای تو فدا شوم"(Ro...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۱: پناهگاهِ شبصدایِ قدم‌هایِ سنگین و نور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط