Part
Part:۱۴
_______________________________
(صبح)
لونا "صبح با صدای تیر اندازی پاشدم از ترس قلبم تند تند میزد نمیدونستم چیکار کنم کجا برم که یهو آجوما سریع اومد داخل و دستم رو گرفت بُردِم تو یه اتاق مخفی
لونا: اجوما چیشده
آجوما: چیزی نیست دخترم اینا دشمنای ارباب جئون هستم چند وقت یه بار میان اینجا و قشقلق به پا میکنن
لونا: چرا نمیرن(بغص)
آجوما: اروم باش دخترم چیزی نیس نترس
لونا تو بغل آجوما بود که کم کم صدای تیر اندازی قطع شد ... که جونگکوک با دست تیر خورده اومد
جونگکوک: اجومااااااا
آجوما: بله
جونگکوک: بیایین بیرون تموم شد
آجوما: چشم
لونا و اجوما از اتاق مخفی اومدن بیرون که...
آجوما: وای ارباب دستتون زخمی شده
جونگکوک: مهم نیس.
اجوما: ولی نمیشه همینطور....
جونگکوک : گفتم مهم نیس (داد)
اجوما: چشم ببخشید
آجوما رفت بیرون و جونگکوک روی تخت لونا نشست و لونا هم رفت پیش آجوما
آجوما : کاري داشتی دخترم؟
لونا: چندتا باند وسایل پانسمان میخواستم
آجوما:برای چی میخوای؟
لونا: میخوام دست جونگکوک رو پانسمان کنم
آجوما:بهتره نری عصبانی میشه
لونا:چرا خب میخوام بهش کمک کنم
آجوما: خب.....
لونا " راست میگه خب به توچه که دستش زخمی شده ولی خب ... انسانیت چی میشه
آجوما:بیا دخترم اینم وسایل
لونا: عا ممنون
ادامه دارد...
_______________________________
(صبح)
لونا "صبح با صدای تیر اندازی پاشدم از ترس قلبم تند تند میزد نمیدونستم چیکار کنم کجا برم که یهو آجوما سریع اومد داخل و دستم رو گرفت بُردِم تو یه اتاق مخفی
لونا: اجوما چیشده
آجوما: چیزی نیست دخترم اینا دشمنای ارباب جئون هستم چند وقت یه بار میان اینجا و قشقلق به پا میکنن
لونا: چرا نمیرن(بغص)
آجوما: اروم باش دخترم چیزی نیس نترس
لونا تو بغل آجوما بود که کم کم صدای تیر اندازی قطع شد ... که جونگکوک با دست تیر خورده اومد
جونگکوک: اجومااااااا
آجوما: بله
جونگکوک: بیایین بیرون تموم شد
آجوما: چشم
لونا و اجوما از اتاق مخفی اومدن بیرون که...
آجوما: وای ارباب دستتون زخمی شده
جونگکوک: مهم نیس.
اجوما: ولی نمیشه همینطور....
جونگکوک : گفتم مهم نیس (داد)
اجوما: چشم ببخشید
آجوما رفت بیرون و جونگکوک روی تخت لونا نشست و لونا هم رفت پیش آجوما
آجوما : کاري داشتی دخترم؟
لونا: چندتا باند وسایل پانسمان میخواستم
آجوما:برای چی میخوای؟
لونا: میخوام دست جونگکوک رو پانسمان کنم
آجوما:بهتره نری عصبانی میشه
لونا:چرا خب میخوام بهش کمک کنم
آجوما: خب.....
لونا " راست میگه خب به توچه که دستش زخمی شده ولی خب ... انسانیت چی میشه
آجوما:بیا دخترم اینم وسایل
لونا: عا ممنون
ادامه دارد...
- ۱۰.۸k
- ۲۶ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط