{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درست لحظه ای اتفاق می افتد که اصلا تصور نمیکنی

درست لحظه ای اتفاق می افتد که اصلا تصور نمیکنی
در اوج غرور ایستاده ای و چنان زمینت میزند که نگو
درست در لحظه ای که به هر جنس مخالفی که میبینی چشم غره میروی
در آن میان چشمی چنان تو را میگیرد که چشم غره رفتن را که هیچ حتی دیدن را نیز از یاد میبری
عاشقی را میگویم عاشقی درست مثل زلزله یک آن رخ میدهد
درست در زمانی که یک من میگویی هزاران من از دهانت میریزد
جوری منیت را از تو می گیرد که تمام زندگیت میشود او
عاشق شدن هم زیباست ، هم درد دارد ، هم ...... تنهایی
دیدگاه ها (۱)

چند وقتی ست بی خیال زندگی میکنم سوال ها را خط قرمز کشیدم نبو...

سراغ تو را میگیرند از نوشته هایم میترسم بگویم ازتو تو را هم ...

عاشقی را به خربزه تشبیه نکنید می آیید ، میخندید ، درد و دل ه...

همیشه،دلیلِ شادی کسی باش!نه شریک شادی او...و همیشه،شریک غم ک...

سه دقیقه بعد یونیفرم به تن توی صف گروهبندی ایستاده ام.قلبم ت...

6:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل در حالی جونگکوک...

اولین کلاس در هاگوارتز،کلاس مرد با نمک و قدبلندی به اسم هوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط