{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر: در نجف بودم که پيرمرد عربی را ديدم درحالی که دست به

شاعر: در نجف بودم که پيرمرد عربی را ديدم درحالی که دست به سينه به حضرت سلام ميداد و برای اينکه بی احترامی نشه عقب عقب برميگشت لذا اين شعر حواله شد...


من آمده ام که با ادب برگردم...
باشاخه ی خرما و عنب برگردم...
جا دارد اگر که از حريمت مولا...
تا کشور خود عقب عقب برگردم...


لطفا دنبال کنبد
دیدگاه ها (۲)

در نجف - ديوان قضا خطي ز ديوان علي است سُكان قدر، در يَدِ فر...

_________________________________.السلام علی المهدی...حال و ...

.

در نعت حضرت سیدالشهدا(ع)در نعت حضرت سید الشهدا (ع)*****مرغ د...

*** با تبریک اعیاد شعبانیه ***عزیزان : درکتاب قصّه معراج ذکر...

آداب جدال و مرآء اسلامی:ازبیان مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی:...

شقایق محمدی شاعر افغانستانی

شقایق محمدی شاعر افغانستانی

مستبصر بلوچ: به امام زمان گفتم: اگر تشیع حق است نشانم ده... ...

🔴 به‌قول #شهیدعباس‌دانشگرروحمان‌ ازبین‌ رفته؛سرگرم‌ بازیچه‌ ...

🎥 خلاقیت قابل تقدیر و ارزشمند یک آموزگار پایه اول✍اگر رقص یک...

🟥 آشنایی با فرقه #حجتیه و عقاید منحط این فرقه جنجالی و متنفذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط