شاعر: در نجف بودم که پيرمرد عربی را ديدم درحالی که دست به
شاعر: در نجف بودم که پيرمرد عربی را ديدم درحالی که دست به سينه به حضرت سلام ميداد و برای اينکه بی احترامی نشه عقب عقب برميگشت لذا اين شعر حواله شد...
من آمده ام که با ادب برگردم...
باشاخه ی خرما و عنب برگردم...
جا دارد اگر که از حريمت مولا...
تا کشور خود عقب عقب برگردم...
لطفا دنبال کنبد
من آمده ام که با ادب برگردم...
باشاخه ی خرما و عنب برگردم...
جا دارد اگر که از حريمت مولا...
تا کشور خود عقب عقب برگردم...
لطفا دنبال کنبد
- ۷۳۰
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط