{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دوستی_اجباری

#دوستی_اجباری
#فصل_۲
#پارت_۲

شب بود . چادر زدند و یه اتیش روشن کردن . دورش نشستن و داستان تعریف میکردن . البته غذا هم میخوردند .

( جین ) : منو نداشتید میخواستید چیکار کنید ؟؟؟ حال کنید یه مرغی درست کردم انگشتاتونم میخورید باهاش .

( جیمین ) : هیونگ ....

( جین ) : چیه ؟

( جیمین ) : اینو یونگی هیونگ درست کرده ..

( جین ) : چی ... اه اه خیلی بدمزست حالم بهم خورد .

( یونگی ) : خیلی ...

( جیمین ) : بیخیاد ... بیاید داستان ترسناک تعریف کنیم . کی موافقه ؟

( تهیونگ ) : من موافقم .

( جونگکوک ) : منم همینطور .

( جین ) : عام من و هوسوک میریم بخوابیم خدافظ .

( یونگی ) : ترسو ها .

( هوسوک ) : کی گفته ما ترسوییمممممم ؟؟؟؟؟؟ نخیرم من میشینم .

( جین ) : *_*

( جونگکوک ) : خب بزارید من تعریف کنم .

( جیمین ) : بگو .

( جونگکوک ) : یه روز یه اکیپ هفت نفره برای تفریح میرن به جنگل . اونا میخوان دو هفته بمونن . روز اول همه چیز عادیه . ولی از شب قضیه شروع میشه . اتفاقای عجیب میوفته . دوتاشون گم میشن . و تا روز آخر یعنی هفته دوم ... دیگه هیچکس باقی نمیمونه .

( جین ) : م-...ما چند نفریم ؟؟

( جیمین ) : هفت نفر .

( جین ) : یاااا قد کوتاه جیمینننن من رفتمممممممم ....

و دویید و رفت .

( جیمین ) : قد منو چیکار داریییی ؟؟؟؟

( یونگی ) : جمع کنید این مسخره بازیارو بریم بخوابیم .

( هوسوک ) : ک-...کوک این د-... داستانت الکیه دیگه ؟؟

( جونگکوک ) : آره بابا .

( نامجون ) : ولی من این افسانه رو شنیده بودم . میگن که چهار تا هشت اکیپ تا الان اینجوری شدن .

( تهیونگ ) : من و کوک که رفتیم اداره پلیس تا بگم کوک نمیخواسته منو بکشه اون موقع هم یه بنر بود .

( جیمین ) : چ-...چی ؟

( جونگکوک ) : راست میگه . نوشته بود حوالی جنگل های گانگنام هفت دانش آموز گمشده .

( یونگی ) : تو مدرسه هم فرداش که شما ها اومدین مدرسه تو کلاس من و کوک هفت نفر نیومدن و از اون روز کلا دیگه ندیدیمشون .

( هوسوک ) : جینننننن !!!! وایسا منم بیامممممم !!!!!

( جین ) : من همینجام عمو .

( هوسوک ) : یاخدا تو که رفته بودی .

( جین ) : ولی برگشتم .

( یونگی ) : دوستان بیخیال شب بخیر .

و رفت تو چادرش . سه تا چادر بود . تهیونگ و جونگکوک تو یه چادر ، جیمین ، یونگی و هوسوک تو یه چادر ، نامجون و جین هم تو یه چادر خوابیدن . ولی .... امیدوارم این افسانه همونطوری که جونگکوک گفت الکی باشه ....

End part 🎈

آنچه خواهید خواند ...

ج-...جین ... تو چت شده ؟؟؟

من یکی به شخصه نمیام ...

بچه ها کجایین ؟؟؟

افسانه .... واقعیه !!!
دیدگاه ها (۶۳)

عکسایی که برای کاور فیک بعضیاتون دادید مرسی رفقا 💙

بچه ها میخوام ژانر رمانو حالت خونآشام و گرگینه ای کنم ولی در...

#play_back #پارت_۷! اینجاست ._ اینه ؟! آره ._ تو همینجا بمون...

#دوستی_اجباری#فصل_۲#پارت_۱( * سه سال بعد * )واقعا کسل کننده ...

وایبی که هیونگ بهم میده🤍☁️@agustina ،،،#بی_تی_اس #یونگی #شوگ...

بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط