{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوشنبه95/06/01ساعت17:50

دوشنبه95/06/01ساعت17:50

یکـی از عـلـمـای وارسـتـه، کلاس درسی داشت و از میان شاگردانش به نوجوانی بیشتر احترام مـی گـذاشـت .

روزی یـکـی از شاگردان از آن عالم پرسید: چرا بی دلیل این نوجوان را آن همه احترام می کنید؟
آن عالم دستور داد چند مرغ آوردند ...!

آن مرغ ها را بین شاگردان تقسیم نمود و به هر کدام کاردی داد و گفت : هریک از شما مرغ خود را در جایی که کسی نبیند ذبح کند و بیاورد.

شاگردان به سرعت به راه افتادند و پس از ساعتی هر یک از آنها، مرغ ذبح کرده خود را نزد استاد آورد، اما نوجوان مرغ را زنده آورد.

عالم به او گفت : چرا مرغ را ذبح نکرده ای؟
او در پـاسخ گفت : شما فرمودید مرغ را در جایی ذبح کنید که کسی نبیند، من هر جا رفتم دیدم #خداوند مرا می بیند.

شاگردان به تیزنگری و توجه عمیق آن شاگرد برگزیده پی بردند، او را تحسین کردند و دریافتند که آن عالم وارسته چرا آن قدر به او احترام می گذارد.

نتیجه :

عالم محضر خداست ؛
در محضر خدا گناه نکنید ...!
دیدگاه ها (۱۰۲)

پنجشنبه95/06/04ساعت17:50آیا بیشعور با احمق برابر است؟!حقیقتش...

شنبه95/06/06ساعت20:40مردی در صحرا دنبال شترش می گشت تا اینکه...

جمعه95/05/29ساعت14:05 یه فلج قطع نخاعی از خواب که بیدار میشه...

سه شنبه95/05/26ساعت12:53متاهل ها میخواهند طلاق بگیرند،مجردها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط