{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛
𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁹

با قدم های بلند به سمتش رفت
جونگکوک : اینجا چیکار می‌کنی ؟
با سردی پرسید . تهیونگ با شنیدن صدای جونگکوک سرش رو بالا آورد
تهیونگ : اوه منتظرت بودم
جونگکوک : برای چی ؟!
تهیونگ : بیا بریم خودت میفهمی
جونگکوک : گفتم کار دارم ، باید برم برا مسابقه فردا تمرین کنم
تهیونگ : بیخیال واقعا حتی یه ساعتم برای من وقت نداری ؟!
جونگکوک : نع
تهیونگ : خب پس مجبورم یه جور دیگه ببرمت
و مثل یه گونی جونگکوک رو انداخت روی سومش
جونگکوک : ولم کن مرتیکه اشغال
و سعی کرد به تهیونگ مشت بزنه که تهیونگ مچ هردو دستش رو گرفت
تهیونگ : نگران نباش زود برت میگردونم خونه
جونگکوک که دیگه هیچ تکونی نمی‌توانست بخوره ، سکوت کرد . تهیونگ که از سکوت جونگکوک راضی بود اسپنکی به باسنش زد و توی ماشین گذاشتش و بعد از اینکه کمربند و در رو براش بست خودش هم پشت فرمون نشست و ماشین رو روشن کرد
جونگکوک : حداقل بگو کجا داریم میریم ؟
با بی حوصلگی پرسید
تهیونگ : خونه من
با شیطنت جواب داد
جونگکوک : چی ؟ برای چی ؟
تهیونگ : خودت میفهمی ، برای یه سورپرایز دارم
جونگکوک : نگو که.....
تهیونگ سریع حرفش رو قطع کرد
تهیونگ : شاید...لو نمیدم
جونگکوک چشمانش را چرخاند و از پنجره به بیرون خیره شد
مدت کوتاهی در سکوت گذشت که تهیونگ بلاخره تصمیم گرفت چیزی بگه
تهیونگ : راستی...برای مسابقه فردا داور رو خریدم ، روتم شرط بستم
جونگکوک : نیازی به خریدن داور نبود ، به هرحال من می‌برم
تهیونگ : جدی می‌فرمایید ؟!
با رسیدن به پنت هاوس از ماشین پیاده شدن و با آسانسور به طبقه بالا رفتن و وارد شدن
تهیونگ : بلاخره رسیدیم ، تمام صبح منتظر بودم
جونگکوک با گیجی بهش نگاه کرد
جونگکوک : خب ؟! حالا قراره چیکار کنیم ؟
تهیونگ : کارای خوب خوب
و با قدم های آروم به جونگکوک نزدیک شد
جونگکوک : چی ؟!
تهیونگ : به هرحال...فردا مسابقه داری و پول زیادی روت شرط بستم ، یه عالمه پولم که به داور دادم پس....نباید ازم تشکر کنی ؟
جونگکوک : نه ، هنوز از دیروز بدنم کبوده ، فردا مسابقه دارم دستت بهم بخوره دستتو می‌شکنم
تهیونگ : اینهمه خشونت برای چی ؟!
و با پوزخند دقیقا رو به روی جونگکوک ایستاد
تهیونگ : نگران نباش...کارمون زود تموم میشه ، کبودت نمیکنم

....ادامه دارد
دیدگاه ها (۲۲)

𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎𝒑𝒂𝒓𝒕 : ¹³ناهارشونو خورده بودم ...

𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎𝒑𝒂𝒓𝒕 : ¹²درحالی که با جیمین تو...

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁸تهیونگ : چطوری خوشگله ؟با شنیدن صدای تهیون...

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁶زیپ شلوارش را پایین کشید و بدون هیچ آمادگی...

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ²توی اتاق رختکن لباساش رو عوض کرد و گوشیش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط