بیست شب هم سپری شد خبری از تو نشد

بیست شب هم سپری شد خبری از تو نشد
از اَجَل یك خبری شد، خبری از تو نشد
هر كه را می نگرم سهمی از این سفره گرفت
سهمِ ما خونجگری شد، خبری از تو نشد
غالباً پشتِ درِ بسته خبرهائی هست
كارمان دربه دری شد، خبری از تو نشد
نشد آخر كه دلم را به كسی نسپارم
خانه مال دگری شد، خبری از تو نشد
فالِ فرخنده شبِ قدرِ مرا حافظ خواند
چه مبارك سحری شد، خبری از تو نشد
اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۴)

دلم گرفته از اين جمعه هاي تكراريدلم گرفته از اين انتظار اجبا...

آسمان بود و علی بود و شب و غم هایشگردی از غصّه نِشسته به روی...

پهن شد سفره ی احسان، همه را بخشيدیباز با لطف فراوان همه را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط