{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گابلین

#گابلین
پارت 18
*صبح*
از خواب بیدار میشن
کارای مربوطه رو میکنن
لباس هاشون رو میپوشن
سوار موتور میشن
گاز میده فلیکس
میرسن به دانشگاه
وارد کلاس میشن
که یهو کای و هان رو میبینن و نگاه میکنن میبیین بچه ها رو فرستادن کلاس بغلی
°°: بفرمایید سر کلاس
فلیکس دست لینو رو میگیره رو میره تو
☆: میرفرماییم
°°: با صدای نسبتا بلند در حدی که خودشون بشنون
شما دوتا دیشب تو اون بار چیکار میکردینننن هااااا
♤: همون کاری رو که شما میکردین
°°: شما گوه خوردین مگه تو صاحاب نداری؟
♤: صاحابی نمیبینم
♡: هوی فلیکس چرا دیشب اونجا بودی هااااااااا؟
☆: به تو چه به خودم ربط داره
بچه ها میان سر کلاسشون
و هان و کای مجبور میشن برن
☆: دمت گرماا جواب خوبی بود
♤: بلاخره از تو یاد گرفتم
میشینن و استاد میاد
درس میده و جزوه رو مینویسه
یادداشت میکنن
استاد: جلسه بعد پرسش داریم
و کلاس تموم میشه
میزنن از کلاس بیرون
سوار موتور میشن
میرن سمت خونه
وارد میشن و ولو میشن
فلیکس میره تو اتاق و لپ تاب رو باز میکنه
ناشناس: سلام ببین من هنوزم دنبالتم تو یه موقع خوب میام پیشت تو نباید به اون شکل به اون بار میرفتی راستی تو نمیتونی از من متنفر باشی حتی اگه خون دوستات رو هم خورده باشم
نمیتونی متنفر شی
تن فلیکس باز میلرزه
☆: چرا هربار پیام میده این جوری میشم
اون کیه اخه اه فهمید من تو اون بارم دنبالمه
کی میخواد خودش رو نشون بده
فلیکس براش مینویسه: هرکاریم کنی من از تو نمیترسم تازه ازت متنفرممم و میمونم دنبال من نباش
ناشناس: مطمئن نباش گفتم که نمیتونی متنفر باشی
انکار نکن ترست رو میدونم که ازم میترسی و میدونم حتی پیام و اسمم رو میبینی و میشنوی تنت شروع به لرزش میکنه
فلیکس تعجب میکنه و لپ تاب رو میبنده
☆: این کیه چرا انقدر خوب منو میشناسه
راست میگه میترسممم
میره پیش لینو
☆: بازم پیام دادد
♤: خوبی میدونم ترسیدی چی گف؟
فلیکس همه چیز رو بهش میگه
♤: ای وای خیلی نزدیکه آمارت رو داره ببینم نکنه چان باشه ؟
☆: لینو خنگ شدی اگه اون بود که تا الان خونم رو خورده بود و نمیگفت دنبالتم
♤: اوووو راست میگی نمیدونم اروم باش بیا نودل بخور
☆: باشه
شروع میکنن خوردن
یهو زنگ در رو میزنن
دوتایی میرن سمت در
از چشمی نگاه میکنن
☆: اینا اینجا چیکار میکنن؟
♤: نمیدونم باز کنیم؟
☆: اره
درو باز میکنن
کای و هان با فشار زیاد وارد خونه میشن
☆: یواش
میان تو و درو میبندن
°°: چطورین؟
☆: خوبیم اینجا چیکار دارین؟
♡: ادامه حرفا
♤: حرفی نمونده برین بیرون
هان و کای نزدیکشون میشن
فلیکس و لینو میرن عقب
انقدر میرن تا میخورن به دیوار
کای و هان راهشون رو میبندن و نمیزارن فرار کنن
°°: خیلی آزاد بودین باید به روال عادی برگردین
♤: ما با این مدل مشکلی نداریم
♡: دیگه بسه خیلی کشش دادین
☆: نه نمیشه لینو ۱۲۳
دست هان و کای رو گاز میگیرن
هان و کای میزنن بیرون از خونه
و لینو فلیکس میرن و راحت میخوابن....
دیدگاه ها (۰)

خب خب اینم دوتا پارت از گابلین پارت 20 همه چیز تغییر میکنه ب...

لباس لینو

لباس فلیکس

#گابلین Part17^صبح^از خواب بیدار میشن ☆: خرگوشی پاشو باید بر...

#گابلین Part15وارد اتاق میشه وسایلش رو آماده میکنه گوشیش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط