سال
سال "۱9۲۰"
فرانسه"
ماهزاد قول میدم برمیگردم...
ولی.... دلدارِمن*اشک از چشمان مرد نوازنده آمد در افکاراش بود هزاران سوال داشت*
اگه برنگرده چی؟
اگه اتفاقی بیوفته اگه....
*زمرمه کرد*
ژنرال من نمیخوام اتفاقی برات بیوفته...نمیخوام بری...
*ژنرال از اسب پیاده شد کمر نوازنده را گرفت*
ژنرال من....
*ژنرال دستش را روی کمر نوازنده و دست دیگری را روی سر نوازنده گذاشت و به سمت بوته های کنار دریا رفت..هنوز دستش روی گردن نوازنده بود...اروم نوازنده را روی بوته های گل رز سفید گزاشت و کمرش رو سفت با دستش گرفت دست دیگری روی چونه نوازنده بود نوازنده دستانش را دور گردن ژنرال حلقه کرد و همونجا میان بوته های رز سفید کنار دریا همدگر را بوسیدند*
به مزه شیرینی لب هایت قسم برمیگردم...ماهزادمن
فرانسه"
ماهزاد قول میدم برمیگردم...
ولی.... دلدارِمن*اشک از چشمان مرد نوازنده آمد در افکاراش بود هزاران سوال داشت*
اگه برنگرده چی؟
اگه اتفاقی بیوفته اگه....
*زمرمه کرد*
ژنرال من نمیخوام اتفاقی برات بیوفته...نمیخوام بری...
*ژنرال از اسب پیاده شد کمر نوازنده را گرفت*
ژنرال من....
*ژنرال دستش را روی کمر نوازنده و دست دیگری را روی سر نوازنده گذاشت و به سمت بوته های کنار دریا رفت..هنوز دستش روی گردن نوازنده بود...اروم نوازنده را روی بوته های گل رز سفید گزاشت و کمرش رو سفت با دستش گرفت دست دیگری روی چونه نوازنده بود نوازنده دستانش را دور گردن ژنرال حلقه کرد و همونجا میان بوته های رز سفید کنار دریا همدگر را بوسیدند*
به مزه شیرینی لب هایت قسم برمیگردم...ماهزادمن
- ۳.۹k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط