عشقممنوعه
#عشق_ممنوعه
#پارت_۱۱
نزدیک که شدم پام به چوب روی زمین گیر کرد و با صورت خوردم زمین و آخ بلندی گفتم و چشمام سیاهی رفت و که دیدم
شایان با سرعت اومد و کنارم روی زمین نشست و گفت:
_هلن هلن چی شدی خوبی؟؟
_آآآ شایان تو اینجا چیکار میکنی
_خواستم برم دستشویی
_خوبم الان بلند میشم
تا خواستم بلند شم چشمام دوباره سیاهی رفت و زانوم تیر خیلی بدی کشید و دوباره رو زمین ولو شدم
_هلن بزار کمکت کنم
_ نه نه نه اصلا خودم بلند میشم تو برو یکم دیگه پا میشم
دوباره خواستم بلند بشم که زانوم با یه تیر دیگه گفت تلاش بیخودی نکن
و شایان دید نمیتونم بلند بشم بدون اینکه به حرفم گوش بده دستشو انداخت زیر کمرم و بلندم کرد
هول شده گفتم:
_چیکار داری میکنی منو بزار زمین همین الان زودباش
_هلن لج نکن نمیتونی بلند بشی
حس کردم الانه که بیفتم و فوری دستمو دور گردن شایان حلقه کردم
_شایان کسی مارو ببینه بد برداشت میکنه
حس کردم یهو کلافه و عصبی شد
_همه خوابن نگران نباش
_کجا میریم؟
منو ببر تو رخت خوابم
دوباره عصبی شد و غرید
_ددد لعنتی سرتو از اونجا بیار بیرون
اول منظورشو نفهمیدم بعد یهو فهمیدم تو گردنش دارم حرف میزنم و ناخواسته داشتم تحریکش میکردم یه آن گر گرفتم و با خجالت سرم و آوردم بیرون و گفتم:
_وای ببخشید اصلا حواسم نبود
مارو برد پشت خونه و منو روی صندلی گزاشت
_چرا منو اوردی اینجا؟
_الان میرم وسایل کمک های اولیه رو از تو خونه میارم اصلا وضع صورت و آرنج و زانوت رو دیدی؟
مگه این آرنج و زانو منو میدید؟
یک دفعه فهمیدم لباس خواب پوشیدم و لباس خوابم آستین حلقه ای بود درست مثل تاپ و شلوارک هم پوشیدم بودم که بلندیش به زانومم نمیرسید فوری قرمز شدم و گفتم:
_نه نه نه نه گندش بزنن چرا زل بدی بهم؟
زود باش روتو برگردون
حس کردم خندش گرفت اما خودشو کنترل کرد و با حالت خیلی جذابی انگشت شستش رو کنار لبش کشید و ناخواسته با این حرکتش به لباش زل زدم
ای خاک تو سر منحرفت کنن هلن
شایان که متوجه شده بود به لباش زل زدم فوری گفت:
_برم جعبه رو بیارم زود میام جایی نری
بعد این حرفش فوری رفت
انگار من خودمم بخوام میتونستم پاشم
وضعم خراب بود
فکر کنم چون به لباش زل زدم برای اینکه کار اشتباهی نکنه زود رفت
ای دختر چیکار کردی
دست خودم نیستم دوستش دارم
آخ از اولشم دوست داشتن شایان اشتباه بود
تو همین فکرا بودم که دیدم شایان با جعبه کمک های اولیه برگشت و ...
اینم از پارت جدید
#پارت_۱۱
نزدیک که شدم پام به چوب روی زمین گیر کرد و با صورت خوردم زمین و آخ بلندی گفتم و چشمام سیاهی رفت و که دیدم
شایان با سرعت اومد و کنارم روی زمین نشست و گفت:
_هلن هلن چی شدی خوبی؟؟
_آآآ شایان تو اینجا چیکار میکنی
_خواستم برم دستشویی
_خوبم الان بلند میشم
تا خواستم بلند شم چشمام دوباره سیاهی رفت و زانوم تیر خیلی بدی کشید و دوباره رو زمین ولو شدم
_هلن بزار کمکت کنم
_ نه نه نه اصلا خودم بلند میشم تو برو یکم دیگه پا میشم
دوباره خواستم بلند بشم که زانوم با یه تیر دیگه گفت تلاش بیخودی نکن
و شایان دید نمیتونم بلند بشم بدون اینکه به حرفم گوش بده دستشو انداخت زیر کمرم و بلندم کرد
هول شده گفتم:
_چیکار داری میکنی منو بزار زمین همین الان زودباش
_هلن لج نکن نمیتونی بلند بشی
حس کردم الانه که بیفتم و فوری دستمو دور گردن شایان حلقه کردم
_شایان کسی مارو ببینه بد برداشت میکنه
حس کردم یهو کلافه و عصبی شد
_همه خوابن نگران نباش
_کجا میریم؟
منو ببر تو رخت خوابم
دوباره عصبی شد و غرید
_ددد لعنتی سرتو از اونجا بیار بیرون
اول منظورشو نفهمیدم بعد یهو فهمیدم تو گردنش دارم حرف میزنم و ناخواسته داشتم تحریکش میکردم یه آن گر گرفتم و با خجالت سرم و آوردم بیرون و گفتم:
_وای ببخشید اصلا حواسم نبود
مارو برد پشت خونه و منو روی صندلی گزاشت
_چرا منو اوردی اینجا؟
_الان میرم وسایل کمک های اولیه رو از تو خونه میارم اصلا وضع صورت و آرنج و زانوت رو دیدی؟
مگه این آرنج و زانو منو میدید؟
یک دفعه فهمیدم لباس خواب پوشیدم و لباس خوابم آستین حلقه ای بود درست مثل تاپ و شلوارک هم پوشیدم بودم که بلندیش به زانومم نمیرسید فوری قرمز شدم و گفتم:
_نه نه نه نه گندش بزنن چرا زل بدی بهم؟
زود باش روتو برگردون
حس کردم خندش گرفت اما خودشو کنترل کرد و با حالت خیلی جذابی انگشت شستش رو کنار لبش کشید و ناخواسته با این حرکتش به لباش زل زدم
ای خاک تو سر منحرفت کنن هلن
شایان که متوجه شده بود به لباش زل زدم فوری گفت:
_برم جعبه رو بیارم زود میام جایی نری
بعد این حرفش فوری رفت
انگار من خودمم بخوام میتونستم پاشم
وضعم خراب بود
فکر کنم چون به لباش زل زدم برای اینکه کار اشتباهی نکنه زود رفت
ای دختر چیکار کردی
دست خودم نیستم دوستش دارم
آخ از اولشم دوست داشتن شایان اشتباه بود
تو همین فکرا بودم که دیدم شایان با جعبه کمک های اولیه برگشت و ...
اینم از پارت جدید
- ۳.۴k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط