#عشق_ممنوعه

#عشق_ممنوعه
#پارت_۱۲

تو همین فکرا بودم که دیدم شایان با جعبه کمک های اولیه اومد و با دیدن صورتم اخماش توز هم رفت و گفت:

_پیشونیت زخم شده چونت هم همینطور وضع آرنج و زانوتم که دیگه نگم اصلا
چرا حواست به خودت نیستم تو یه دنیا دیگه سیر میکنی؟

_پام به چوب روی زمین گیر کرد افتادم تقصیر من نبود
اصلا شاید دلم بخواد تو یه دنیا دیگه سیر کنم به توچه؟

_بیا دوباره زبون درآورد اندازه تنه درخت

مشغول زدن الکل به پنبه الکل شد که گفت:

_خودم جاز زخمام رو تمیز میکنم بده من اونو

_نه خودم انجام میدم

_نه نمیشه

_ددد یه بار لج نکن دختر

بعد با صدای آرومی که فکر کرد جز خودش من نمیشنوم ولی شنیدم گفت:

_گرچه عاشق همین لجبازیاتم

با صدای بلند گفتم:

_جااااانممممم

با تعجب و هول کرده گفت:
_هاااا چیشددد

خندم گرفت ولی خودمو کنترل کردم پرو نشه

وقتی با الکل جای زخم پیشونیم و چونم رد تمیز می‌کرد گهگاهی تو چشمام نگاه می‌کرد و دوباره به کارش ادامه می‌داد

وقتی کارش تموم شد گفت...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۶

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_61فصل بیست‌وهفت...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

پارت 3داخل اتاق خوابشون بودن که صدای زنگ گوشی امیلی امدامیلی...

وقتی اعضای BTS مشغول کارن و تو مدام می‌ری می‌بوسیشون 💋️ هوسو...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » ( بریم سراغ تهکوک که چجوری آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط