{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم انارها را دانه میکرد

مادرم انارها را دانه میکرد
تا در طولانی ترین شب سال
زیباترین و خوشمزه ترین خاطرات را برای ما رقم بزند...
من اما آرزو میکردم
ای کاش عمرش همچون یلدا طولانی باشد...

به یاد همه ی مادران
چه اونها که هستند
و چه اونها که سفر کردند❤ ️
دیدگاه ها (۵)

یک زندگی کم است ‌بَرای آنکه تَمامِ شِکل‌های دوستَـت دارَم را...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا لبخند عمیقی ز...

قبر کوراما

پارت ۵۸:انتهای جاده(جونگ کوک)نگاه خیره ام رو به جاده های نور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط