پارت

پارت ۱
لایر
با نور کنار پنجره ها که به تختمون ی خورد بیدار شدم و دست سنگین لیام رو مثل همیشه رو کمرم حس کردم و لبخند ارومی زدم.
برگشتم سمتش و با قیافه ناز کیوتش که خوابیده بود و اروم خروپف می کرد لبخند زدم....هردومون زیر پتو لخت بودیم بخاطر دیشب و خب...این اولین بارمون بود و از اون چیزی هم که فک می کردم قشنگ تر و لذت بخش تر بود....اروم به نقاط مختلف صورتش مقل پیشونی ،گونه هاش بینی ، چونه و بلاخره لباش زدم.
ا/ت: صبح بخیر خوابالو...
لیام:اممم...بیشتر که بیدار شم.
ا/ت خنده ارومی کرد و دوباره یه بوسه سریع رو لباش گذاشت ولی قبل از اینکه بخواد سرشو ببره عقب لیام با دستش محکم سرشو گرفت و بوسه رو عمیق تر کرد و نزدیک تر شد و عضوش به شکمش فشار اورد.
لیام: ببین...اینم نیاز داره به توجه.
ا/ت: دیروز به اندازه کافی بهش توجه کردیم.....
لیام: حق با توعه (لیام خندید)
ا/ت بلند شد و رفت سمت دستشویی که دوش بگیره.
لیام: نیاز به کمک نداری؟
ا/ت: نه بیب.
در رو قفل کردم و به در تکیه دادم و لبخند خوشحالی زدم تا اینکه چشمم به اینه بلند روبهروم که نمای کامل بدنمو نشون می داد مثل اینکه از تمام لحظاتت خوشحالی و یه فعه چیزی که ناراحتت می کنه یادت بیاد اون حس رو داشت.

#تهیونگ #سناریو #سناریو_تهیونگ
دیدگاه ها (۱۹)

سناریو جدید و کاور این سناریو عکس اولیس."لایر"پارک ا/ت: ۲۰ س...

پارت ۳۹ (پارت اخر:))قلب سیاهاون شب، وقتی سهیونگ بالاخره با ...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۴

هنتای پارت ۱تنها معشوق منکاراکو روی مبل نشته و داره مشروب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط