{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم دست یا پا ؛

نمی دانم دست یا پا ؛
ولی می گفت گیر است شاید هم هر دو را می گفت. حالا ماندم کدامشان گیرتر بود ؟آن چیزی که پایش بود یا این چیزی که سرم بود ؟به هر حال احساس می کردم که پای او بیشتر گیر است تا دست و پای من .البته از شما چه پنهان ، ♡چادرم ♡هم گیر هست چشم های هرزه در تاروپودش گیر می کند…
دیدگاه ها (۱۴)

مسجد شاهزاده عبدالله بن محمد باقر

اروند رود

اگر تیر دشمن <جسم>شهدا را شکافتتیر بی حجابی تو <قلب>شهدا را ...

خواهرم:از بی حجابی است،اگر عمر گل کم است!نهفته باش و همیشه گ...

ادامه پارت قبل👍😃آنیا لبخند زد؛ کوچک، اما کاملاً مطمئن."از تو...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

اپیزود دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط