جونگکوک چشم تو کاسه چرخاند و پرو روی مبل نشست مادرش خندید
جونگکوک چشم تو کاسه چرخاند و پرو روی مبل نشست مادرش خندید و ادامه داد : امشب انگار برای یون می خواستگار میاد ..
جونگکوک پفی کشید : پس چه ربطی به ما داره خوب .. ترو خدا مادر نگو که ... جینجو: آره پسرم .. باید بریم .. میدونی که یون می مادر نداره پدرشم تنهاست
جونگکوک لم داد روی مبل و سرش را روی زانو مادرش گذاشت ... بلافاصله روبه سقف شد .. جین جو نرم دستش را درون موهای مشکی رنگ پسرش کشید : چیشد پسرم به چی فکر میکنه ..
جونگکوک چشم دوخت به مادرش سپس آروم گفت : مادر برام استایل دخترانه ای معرفی میکنی برای یکی از بیمارم میخواهم .. مادرش لبخند مهربانی زد : معلومه اخلاق دختره رو بهم بگو تا برات معرفی کنم
جونگکوک مثل جت پرید و کنارش نشست سپس محکم دست مادرش را گرفت: ممنون مامانی ... خب راستش دختره خیلی کیوته مهربون و بیش از حد خجالتی - کمی دیگری فکر کرد - همش هم صورتش قرمزه مخصوصا وقتی احساسی میشه ..
جین جو : این همون دختری نیست که نجاتش دادی
جونگکوک تند گفت : لطفاً مامی.. به کسی نگی ها .. وگرنه شلغم در خطر میشه ... زن میان سال لبخند زد : نه پسرم نمیگم .. همین طوری پرسیدم ..
جونگکوک: فکری داری براش .. ؟
مادرش پا روی آن یکی پا انداخت .. سپس با لحن آرومی گفت : خوب نمیشه گفت استایل اسونی هستش .. فکر کنم دامن صورتی پیراهن سفید کفش اسپرت دخترانه چطوره ..
جونگکوک باز هم سرش را روی پای مادرش گذاشت : نه نمیشه .. بهش نمیخوره .. جونگکوک شناخت زیادی از مادرش داشت زیرا او پسری بود که هم برای مادرش دختری میکرد هم پسر یکی یدونه گوشی را روی ضبط گذاشت سپس چشم مادرش دوست
جین جو : برای اینکه یک استایل کیوت و خاص باید به جزئیات و لایهبندی لباسها دقت کنی. پسرکم من برات ۳ استایل محبوب رو با تمام جزئیات از سر تا پا میگم ۱. استایل سافتگرل
این استایل بر پایه لطافت و رنگهای آبنباتطوری هستش
بالاتنه یک جلیقه بافتنی با طرحهای فانتزی مثل ابر یا گیلاس که زیرش یک شومیز سفید با یقه توری پوشیده شده
پایینتنه دامن تنیسی پلیسه کوتاه به رنگ سفید یا صورتی ملایم. اگه با دامن راحت نیست میتونه، شلوار جین "بگ" روشن بپوشه
جوراب سفید ساقدار که بالاش کمی چینداره، همراه با کفشهای مری جین ورنی براق یا کتانیهای ظریف مثل مدل لورن پاپ
: گیرهموهای تکی بزرگ به شکل پاپیون قلب، و یک کیف دوشی کوچک
چطوره - تند تر گفت - ببخشید زیاد گفتم
جونگکوک موهای مادرش را نرم بوسید و با لبخند مانند گفت : خیلی وقته خوب حذف زدنت رو ندیدم مامی برام از استایل دوم بگو
جین جو لبخندی زد سپس انگشت هایش را وارد موهای پسرش کرد و آورم گفت : اممم بزار فکر کن
بالاتنه یک تیشرت سفید ساده که روی اون یک سارافون یا پیراهن بندی با پارچه نخی و لخت پوشیده شده... خوب ..
اگه پیراهن نمیپوشی، شلوار پارچهای راسته به رنگهای کرم، نسکافهای یا زیتونی روشن.
کتانیهای لژدار کاملاً سفید اوف خیلی خوب میشه جورابها نباید دیده شه کلاه با رنگی که با شلوارش ست باشد و یک کولهپشتی کوچک چرمی.
راستش پسرم میدونی برای زنان چیز مهم تری هم هست
جونگکوک سوالی نگاهش کرد مادرش باز هم ادامه داد
جین جو : تمرکز روی رژگونه صورتی زیر چشم و برق لب .اینا خیلی مهم هستند میخواهی استایل سوم رو هم بدونی ؟
جونگکوک با ذوق سری تکون داد و موهای مادرس را در دست گرفت
جین جو : بلوز آستین بلند که سرآستینهای آن کلوش یا توری باشد. روی آن یک کت کوتاه بپوش... خوبه نه - جونگکوک سری تکون داد -
: دامن چهارخانه با تناوج رنگی قهوهای یا خاکستری.
موها رو به صورت نیمهباز ببند و حتماً از یک پاپیون بزرگ ساتن در پشت سر استفاده کن. : جورابشلواری نازک مشکی یا سفید، همراه با نیمبوتهای ظریف بنددار. خیلی خوشگل میشه ..
اینجا یه چیزی کنه پسرم .. - جونگکوک سوالی نگاهش کرد - گردنبند مروارید
جونگکوک محکم دست زد و سرش را بلند کرد سپس ضبط گوشی را قطع کرد و با لبخند خم شد گونه مادرش را سفت بوسید: ایول بهت مامی ..
جین جو لبخند زد : پس برام کاری میکنی دیگه ..
جونگکوک: شما جون بخواه سلطانم .. جین جو خندید: آه از دست تو سلطانی دیگه چیه ... میشه با ما بیایی خونه یون می فردا شب ..
جونگکوک لبخندی زد : اگه مامی من بخواد قبوله
ته : مامانم.. مامانمو کجا بردی ..
دست به کمر جلو جونگکوک ایستاد .. جونگکوک ریز خندید و شیطون گفت : مادر منم هست
جونگکوک پفی کشید : پس چه ربطی به ما داره خوب .. ترو خدا مادر نگو که ... جینجو: آره پسرم .. باید بریم .. میدونی که یون می مادر نداره پدرشم تنهاست
جونگکوک لم داد روی مبل و سرش را روی زانو مادرش گذاشت ... بلافاصله روبه سقف شد .. جین جو نرم دستش را درون موهای مشکی رنگ پسرش کشید : چیشد پسرم به چی فکر میکنه ..
جونگکوک چشم دوخت به مادرش سپس آروم گفت : مادر برام استایل دخترانه ای معرفی میکنی برای یکی از بیمارم میخواهم .. مادرش لبخند مهربانی زد : معلومه اخلاق دختره رو بهم بگو تا برات معرفی کنم
جونگکوک مثل جت پرید و کنارش نشست سپس محکم دست مادرش را گرفت: ممنون مامانی ... خب راستش دختره خیلی کیوته مهربون و بیش از حد خجالتی - کمی دیگری فکر کرد - همش هم صورتش قرمزه مخصوصا وقتی احساسی میشه ..
جین جو : این همون دختری نیست که نجاتش دادی
جونگکوک تند گفت : لطفاً مامی.. به کسی نگی ها .. وگرنه شلغم در خطر میشه ... زن میان سال لبخند زد : نه پسرم نمیگم .. همین طوری پرسیدم ..
جونگکوک: فکری داری براش .. ؟
مادرش پا روی آن یکی پا انداخت .. سپس با لحن آرومی گفت : خوب نمیشه گفت استایل اسونی هستش .. فکر کنم دامن صورتی پیراهن سفید کفش اسپرت دخترانه چطوره ..
جونگکوک باز هم سرش را روی پای مادرش گذاشت : نه نمیشه .. بهش نمیخوره .. جونگکوک شناخت زیادی از مادرش داشت زیرا او پسری بود که هم برای مادرش دختری میکرد هم پسر یکی یدونه گوشی را روی ضبط گذاشت سپس چشم مادرش دوست
جین جو : برای اینکه یک استایل کیوت و خاص باید به جزئیات و لایهبندی لباسها دقت کنی. پسرکم من برات ۳ استایل محبوب رو با تمام جزئیات از سر تا پا میگم ۱. استایل سافتگرل
این استایل بر پایه لطافت و رنگهای آبنباتطوری هستش
بالاتنه یک جلیقه بافتنی با طرحهای فانتزی مثل ابر یا گیلاس که زیرش یک شومیز سفید با یقه توری پوشیده شده
پایینتنه دامن تنیسی پلیسه کوتاه به رنگ سفید یا صورتی ملایم. اگه با دامن راحت نیست میتونه، شلوار جین "بگ" روشن بپوشه
جوراب سفید ساقدار که بالاش کمی چینداره، همراه با کفشهای مری جین ورنی براق یا کتانیهای ظریف مثل مدل لورن پاپ
: گیرهموهای تکی بزرگ به شکل پاپیون قلب، و یک کیف دوشی کوچک
چطوره - تند تر گفت - ببخشید زیاد گفتم
جونگکوک موهای مادرش را نرم بوسید و با لبخند مانند گفت : خیلی وقته خوب حذف زدنت رو ندیدم مامی برام از استایل دوم بگو
جین جو لبخندی زد سپس انگشت هایش را وارد موهای پسرش کرد و آورم گفت : اممم بزار فکر کن
بالاتنه یک تیشرت سفید ساده که روی اون یک سارافون یا پیراهن بندی با پارچه نخی و لخت پوشیده شده... خوب ..
اگه پیراهن نمیپوشی، شلوار پارچهای راسته به رنگهای کرم، نسکافهای یا زیتونی روشن.
کتانیهای لژدار کاملاً سفید اوف خیلی خوب میشه جورابها نباید دیده شه کلاه با رنگی که با شلوارش ست باشد و یک کولهپشتی کوچک چرمی.
راستش پسرم میدونی برای زنان چیز مهم تری هم هست
جونگکوک سوالی نگاهش کرد مادرش باز هم ادامه داد
جین جو : تمرکز روی رژگونه صورتی زیر چشم و برق لب .اینا خیلی مهم هستند میخواهی استایل سوم رو هم بدونی ؟
جونگکوک با ذوق سری تکون داد و موهای مادرس را در دست گرفت
جین جو : بلوز آستین بلند که سرآستینهای آن کلوش یا توری باشد. روی آن یک کت کوتاه بپوش... خوبه نه - جونگکوک سری تکون داد -
: دامن چهارخانه با تناوج رنگی قهوهای یا خاکستری.
موها رو به صورت نیمهباز ببند و حتماً از یک پاپیون بزرگ ساتن در پشت سر استفاده کن. : جورابشلواری نازک مشکی یا سفید، همراه با نیمبوتهای ظریف بنددار. خیلی خوشگل میشه ..
اینجا یه چیزی کنه پسرم .. - جونگکوک سوالی نگاهش کرد - گردنبند مروارید
جونگکوک محکم دست زد و سرش را بلند کرد سپس ضبط گوشی را قطع کرد و با لبخند خم شد گونه مادرش را سفت بوسید: ایول بهت مامی ..
جین جو لبخند زد : پس برام کاری میکنی دیگه ..
جونگکوک: شما جون بخواه سلطانم .. جین جو خندید: آه از دست تو سلطانی دیگه چیه ... میشه با ما بیایی خونه یون می فردا شب ..
جونگکوک لبخندی زد : اگه مامی من بخواد قبوله
ته : مامانم.. مامانمو کجا بردی ..
دست به کمر جلو جونگکوک ایستاد .. جونگکوک ریز خندید و شیطون گفت : مادر منم هست
- ۱.۱k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط