{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو گاهی با خودم نامهربانی می کنم

بی تو گاهی با خودم نامهربانی می کنم
با در و دیوار و سایه همزبانی می کنم

رفتی و این شهر دیگر بوی غربت می دهد
ظاهرا با مرگ دارم زندگانی می کنم

از خودم گاهی سراغ از خویش می گیرم هنوز
با خودم گاهی سخن از بی نشانی می کنم

در میان مسلخ آیینه ها با چشم تر
آه سردی می کشم یاد جوانی می کنم
دیدگاه ها (۱۷)

آدم های خوب 🍃 🌻 🍃 مثل عطرهای خوب میمانند...🍃 🌻 🍃 به قد...

بگذار به تمام زبان‌هایی که می‌دانیو نمی‌دانی بگویم «تو را دو...

گفته بودی که نفس کنج قفس ممنوع استزندگی‌بنده عشق است وهوس مم...

صبحی که نگاه تو طلوعش باشدلبخند دوباره ات ، شروعش باشدیک حاد...

Princess Slytherin ~p3

پارت هشتم-نماد هشدار-

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط