***
***
**جونگکوک** پوزخندی زد که حتی **V** هم نتونست با اون نیشخندِ کج و معلوش باهاش رقابت کنه. اون به صندلیاش تکیه داد، انگار که کلِ این اتاق، کلِ این معامله و حتی کلِ این زندگی، فقط یه بازیِ سرگرمکننده برای اون باشه.
اون با چشمهای نافذش به **کلارا** خیره شد. نگاهش جوری بود که انگار داشت لایههای زیرینِ پوست و روحِ کلارا رو میخوند. سکوتِ اتاق اونقدر سنگین بود که صدای تپشِ قلبِ کلارا رو میشد میشنید.
*جونگکوک با لحنی سرد، بم گفت
"اگه فکر میکنی با یه مشت مزخرف میتونی من رو گول بزنی اشتباه کردی. حالا بهش بگو که اینجا برای معامله اومده یا برای خونریزی!")*
کلارا اوه، خدا به دادش برسه! 🤦♀️
اون فقط صدای بم و لرزاننده رو شنید. کلمات روسی مثل یه بمبِ اتمی توی گوشش منفجر شدن. مغزش قفل کرد. تنها چیزی که یادش میاومد، یه جملهی دیگه از مینهو بود که گفته بود: *"اگه اوضاع خیلی بد شد، بگو ما همه دوست هستیم!"* (که البته مینهو واقعاً یه آدمِ بیخیال و احتمالا خودخواه بود! 😂)
**Clara** (با صدایی که از شدت ترس میلرزید و سعی میکرد مثل یه قهرمانِ بیخطر به نظر برسه):
«اون گفت... اون گفت... ایشون... ایشون خیلی با هیبت هستن و... و ما همگی... دوستِ صمیمیِ هم هستیم!»
یه لحظهی کوتاه، انگار زمان ایستاد.
**جیمین** سرش رو انداخت پایین تا خندهاش رو پنهان کنه. **نامجون** دستش رو روی پیشونیاش گذاشت، انگار داشت برای عواقبِ این فاجعه دعا میکرد.
اما رئیس باند روسی... اون دیگه از حدِ تحمل گذشت. اون مرد که انگار از یخ و خشم ساخته شده بود، فکر کرد **جونگکوک** با فرستادنِ این دخترِ احمق، داره به کلِ گروه و به شخصیتِ اون توهین میکنه. اون فکر کرد که این "دوستِ صمیمی بودن" یه کنایهی بیادبانه به اتحادِ اونهاست!
رئیس روس با فریادی که مثل غرشِ شیر بود، دستش رو برد سمتِ اسلحهی لنگرِ روی میز!
**رئیس روسی:** «داری من رو مسخره میکنی، جونگکوک؟! این دخترِ احمق رو از جلوی چشمم بردار!»
**جونگکوک که حالا لبخندش محو شد به کلارا زل زد و به روسی به رییسه روس ها گفت
بذارین من چند دقیقه باهاش حرف بزنم
بعد با جدیت گفت
کلارا بیا تو دفترم
و بلند شد رفت
تهیونگ و شوگا با نیشخند نگاش کردن
کلارا با استرس پشتش رفت
#جونگکوک #تصور جونگکوک #تکپارتی کوک#بی تی اس#bts#jungkook
Bts #BTS_ARMY_JIN_SUGA_J_HOPE_RM_JIMIN_V_JUNGKOOK
#فیک جونگکوک #سناریو بی تی اس #سناریو جونگکوک
#jungkook
#jungkook🐰****************
**جونگکوک** پوزخندی زد که حتی **V** هم نتونست با اون نیشخندِ کج و معلوش باهاش رقابت کنه. اون به صندلیاش تکیه داد، انگار که کلِ این اتاق، کلِ این معامله و حتی کلِ این زندگی، فقط یه بازیِ سرگرمکننده برای اون باشه.
اون با چشمهای نافذش به **کلارا** خیره شد. نگاهش جوری بود که انگار داشت لایههای زیرینِ پوست و روحِ کلارا رو میخوند. سکوتِ اتاق اونقدر سنگین بود که صدای تپشِ قلبِ کلارا رو میشد میشنید.
*جونگکوک با لحنی سرد، بم گفت
"اگه فکر میکنی با یه مشت مزخرف میتونی من رو گول بزنی اشتباه کردی. حالا بهش بگو که اینجا برای معامله اومده یا برای خونریزی!")*
کلارا اوه، خدا به دادش برسه! 🤦♀️
اون فقط صدای بم و لرزاننده رو شنید. کلمات روسی مثل یه بمبِ اتمی توی گوشش منفجر شدن. مغزش قفل کرد. تنها چیزی که یادش میاومد، یه جملهی دیگه از مینهو بود که گفته بود: *"اگه اوضاع خیلی بد شد، بگو ما همه دوست هستیم!"* (که البته مینهو واقعاً یه آدمِ بیخیال و احتمالا خودخواه بود! 😂)
**Clara** (با صدایی که از شدت ترس میلرزید و سعی میکرد مثل یه قهرمانِ بیخطر به نظر برسه):
«اون گفت... اون گفت... ایشون... ایشون خیلی با هیبت هستن و... و ما همگی... دوستِ صمیمیِ هم هستیم!»
یه لحظهی کوتاه، انگار زمان ایستاد.
**جیمین** سرش رو انداخت پایین تا خندهاش رو پنهان کنه. **نامجون** دستش رو روی پیشونیاش گذاشت، انگار داشت برای عواقبِ این فاجعه دعا میکرد.
اما رئیس باند روسی... اون دیگه از حدِ تحمل گذشت. اون مرد که انگار از یخ و خشم ساخته شده بود، فکر کرد **جونگکوک** با فرستادنِ این دخترِ احمق، داره به کلِ گروه و به شخصیتِ اون توهین میکنه. اون فکر کرد که این "دوستِ صمیمی بودن" یه کنایهی بیادبانه به اتحادِ اونهاست!
رئیس روس با فریادی که مثل غرشِ شیر بود، دستش رو برد سمتِ اسلحهی لنگرِ روی میز!
**رئیس روسی:** «داری من رو مسخره میکنی، جونگکوک؟! این دخترِ احمق رو از جلوی چشمم بردار!»
**جونگکوک که حالا لبخندش محو شد به کلارا زل زد و به روسی به رییسه روس ها گفت
بذارین من چند دقیقه باهاش حرف بزنم
بعد با جدیت گفت
کلارا بیا تو دفترم
و بلند شد رفت
تهیونگ و شوگا با نیشخند نگاش کردن
کلارا با استرس پشتش رفت
#جونگکوک #تصور جونگکوک #تکپارتی کوک#بی تی اس#bts#jungkook
Bts #BTS_ARMY_JIN_SUGA_J_HOPE_RM_JIMIN_V_JUNGKOOK
#فیک جونگکوک #سناریو بی تی اس #سناریو جونگکوک
#jungkook
#jungkook🐰****************
- ۳۹۱
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط