{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART⁴⁴

(سوآ+)(جین–)(افسر لی¡)(کانگ بین¢)(جیسو✿⁠
جین میرسه به اداره پلیس و می‌ره پیش افسر لی...افسری که دفعه قبل همسرش رو نجات داده بود
¡اوه آقای کیم اومدید...میخواستم باهاتون تماس بگیرم
–همسرم!
¡منم شنیدم که کانگ بین فرار کرده ولی میخواستم بهتون بگم با خانوادتون به یه جای امن برید
–همسرم و بچه هام پیش اون عوضین
¡چی؟امکان نداره...
جین همه چیز رو تعریف می‌کنه و بعد پیام سوآ رو نشون میده
¡اما ممکنه تله باشه!
–برام مهم نیست!الان اولویتم همسرم و بچه هامن!
¡ما تحقیقات رو شروع میکنیم
پلیس تحقیقات رو شروع می‌کنه و جین توی اداره پلیس راه می‌رفت و استرس داشت و به اعضا هم گفته بود داستان از چه قراره،جین مدت زیادی رو منتظر موند ولی پلیس ها هنوز هیچ کاری رو عملی نکرده بودن پس بدون هیچ حرفی از اداره پلیس خارج شد و رفت سمت لوکیشنی که سوآ فرستاده بود وقتی میرسه ماشین رو میبینه و می‌ره داخلش رو نگاه می‌کنه خبری از سوآ نبود ولی گوشیش اونجا بود دره ماشین باز بود پس می‌ره داخل ماشین و همه چیز رو چک می‌کنه ولی رد خونی وجود نداشت پس این خیالش رو راحت کرد که افسر لی باهاش تماس گرفت
¡آقای کیم نمی‌دونم چرا انقدر زود رفتید ولی خب ما توی لوکیشنی هستیم که همسرتون ارسال کرده بود
–منم همونجام
¡چی؟
جین از ماشین پیاده میشه و پلیس ها رو میبینه
–مطمئنم سوآ یه جایی همین اطرافه!
¡اما چطور؟
–ماشینش اینجا پارک شده و گوشیش داخل ماشینه و هیچ رد خونی هم نیست
¡اما اینها نمیتونن معتبر باشن
–من امید دارم که زندست(داد)
¡باشه آقای کیم ما الان شروع میکنیم به جست و جوی اطراف
در همین حال در طرف دیگه داستان بچه ها داشتن توی اتاقشون با مادرشون نقشه می‌کشیدن برای فرار ولی حواسشون نبود که کانگ بین داخل اتاق ها شنود گذاشته و داشت گوش میداد
¢(خنده)وای باورم نمیشه!نقشه فرار!باید ازش خلاص بشم
کانگ بین می‌ره سمت اتاق و در رو باز می‌کنه
¢واو واو واو فکر میکردم دختر خوبی شدی ولی داری نقشه فرار می‌کشی؟باید حسابت رو بریم
کانگ بین گوش سوآ رو میگیره و بلندش می‌کنه و در حال بیرون بردنش از اتاق بود که بچه ها سعی میکنن جلوشون رو بگیرن
✿⁠بابامون با پلیس داره میاد!
¢منو از باباتون میترسونید؟باباتون نمیتونه هیچ غلطی بکنه
کانگ بین بچه ها رو هل میده عقب و در رو می‌بنده و سوآ رو میکشونه بیرون میندازتش وسط اتاق نشیمن و شروع می‌کنه دورش راه رفتن
¢فکر کردی میتونی فرار کنی؟اوه خدای من خیلی عو..ضی! بعد از اون همه لطفی که بهت کردم میخوای ازم فرار کنی؟
+کدوم لطف؟ها؟
سوآ همون‌طور که نشسته بود داشت عقب عقب می‌رفت سمت آشپزخونه انگار نقشه ای داشت
¢اوه واقعا قدرنشناسی!
همینطور کل کل میکردن کانگ بین از جیبش یه ت...فنگ درآورد و به سمت سر سوآ اشاره گرفت
¢باید خیلی وقت پیش این کار رو میکردم ولی هنوزم دیر نشده!اول خودت و بعد بچه هات
سوآ رسیده بود به ظرف شویی آشپزخونه و بلند شد و ایستاد و یه سیلی به کانگ بین زد تا حتی برای چند ثانیه حواسش پرت بشه و در همون حین از بین ظرف ها یه چا..قو بزرگ برداشت و پشتش قایم کرد
¢دختره‌ی هر..زه!
کانگ بین دستش رو روی ت..فنگش محکم تر کرد ولی وقتی خواست شلیک کنه یهو حس کرد یه چیز سرد درون قلبش فرو رفته و نگاهش به دستای سوآ و چاقوی داخلش افتاد و سریع افتاد روی زمین ولی یه شلیک به سمت سقف کرد و در همون لحظه پلیس ها و جین که به کلبه نزدیک شده بودن صدای گلوله میشنون و به سمت صدا میرن و به کلبه میرسن و در رو میشکنن... اطراف تاریک بود و خبری نبود که همون لحظه سوآ و دوتا بچه ای که دستاش رو گرفته بودن از در مخفی زیر راه‌پله میان بیرون...

ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
دیدگاه ها (۲)

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁴⁵...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁴⁶...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁴³...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁴²...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط