#پرنسس_کوچولوی_مافیا

#پرنسس_کوچولوی_مافیا
#پارت_۱۱


نزاشت حرفش تموم بشه که
محکم Lباش رو کوبوند روی Lب های ات و شروع کرد وحشیانه mکیدن.
ویوی ات
داشتم نفس کم میوردم.قشنگ مزه ی خون رو تو دهنم حس میکردم برای همین با مشت زدم به سینش ولی ول نکرد اینقدر این کار رو ادامه داد تا خودش نفس کم اورد.
-لبات مزه ی توت فرنگی میده بیب.
+(خجالت)
-ببینم خجالت کشیدی؟
+ن.ن..نه
-چرا قرمز شدی
+ها..ن..نمیدونم
-باشه
ویوی کوک
امروز هم تموم شد.با ات قرار شد فردا بریم به پدر و مادرم معرفیش کنم.
ویوی فردا
ویوی ات
قرار بود با کوک بریم پیش مامان باباش خیلی استرس داشتم که یوقت از من خوششون نیاد.برای همین میخواستم یه لباس کیوت بپوشم.
(استایل . اسلاید دوم)

چون موهام تا زیر باسنم میومد مدل خواسی ندادم فقط خرگوشی بافتم.و رفتم پایین دیدم کوک آمادس........




بفرمایینن🛐🤜🏻💋🦦
دیدگاه ها (۰)

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

#میکاپ_آرتیست_من

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پنهان عشق

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

دو پارتی درخواستی اسمات*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁴ویو: اتچند دقیقه‌ای بود که کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط