ازکوچه ی زیبای توامروز گذشتم

ازکوچه ی زیبای توامروز گذشتم
دیدم که همان عاشق معشوقه پرستم

یک لحظه به یادتو درآن کوچه نشستم
دیدم که ز سر تابه قدم شوق و امیدم

هر چند گل از خرمن عشق تو نچیدم
آن شورجوانی نرود لحظه ای از یاد

ای راحت جان ودل من خانه ات آباد
با یاد رخت این دل افسرده شود شاد

هرگز نشود مهر تو ای شوخ فراموش
کی آتش عشق تو شود یک سره خاموش

هرجا که نشستم سخن ازعشق تو گفتم
با اشک جگر سوز، دل سخت تو سفتم
خاک ره این کوچه به خار مژه رفتم

دل می تپد از شوق که امروز کجایی؟!
شاید که دگرباره ازاین کوچه بیا یی؟!
دیدگاه ها (۵)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

قسم به ضربان قلبی که در سینه برای تو به یادتو می تپدو قسم به...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

پارت ۷

ازکوچه ی زیبای توامروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمیک...

ازکوچه ی زیبای توامروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمیک...

ازکوچه ی زیبای توامروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمیک...

ازکوچه ی زیبای توامروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمیک...

ازکوچه ی زیبای توامروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط