زیر نور ماه 🎑
زیر نور ماه 🎑
Part : 3
کوک ویو :
مطمئن بودم اون بدبختی که بوسیدمش الان ریده بود به خودش ازش جدا شدم و بهش نگاه کردم دختری زیبا و جذاب بود . توی نگاه اول فکر کنم عاشقش شده بودم . بخواطر همین دوباره بو*سیدمش مطمئن نبودم چیکار میکنم . اما لباش خیلییییی خوش مزه بود . ( برادر حیا و شرمت کو؟😚)
نویسنده ویو :
گندم با عصبانیت کوک رو از خودش جدا کرد و پرتش کرد روی زمین ( یه مو از سر کوک کم بشه من میدونم و تو ) چند لحظه بعد کوک از هوش رفت .
گندم ویو :
بعد از اینکه گندم پسر رو از خودم جدا کردم چند دقیقه به لباش نگاه کردم حس خوبی برام ایجاد میکرد متوجه شدم از هوش رفته نگاهم ناخدانگاهم به سمت دست خونیش رفت . کشون کشون روی زمین کشیدمش تا به خونم رسیدیم پدرم در اومده بود چرا شبیه جنازست ( خفه خون بگیر ) درو باز کردم و یه پارچ اب اوردم روش خالی کردم . شبیه موش اب کشیده شده بود . صورت جذاب بود . توی لباساش دنبال یه کارتی چیزی گشتم تا گوشیش رو پیدا کردم . براش پیام اومده بود از طرف عشقم.
پیام عشقم :
سلام عزیزم چطوری خوبی کی میای خونه منتظرتم .
ادامه گندم ویو :
هه حتما از اون پسرایی هست که با چند نفر لاس میزنه . ( تو پسری رو که نمیشناختی اوردی عزیزم ) بعد سه چهار ثانیه به هوش اومد گوشیش رو روپاش پرت کردم و گفتم عشقت بهت پیام داده . بعدش هم بدون معطلی رفتم سمت اشپز خونه چرا من به عشق اون مردک حسویم شده ؟؟؟؟
کوک ویو
از تعجب چشام گرد شد ! عشقم هااا من کی دوست دختر داشتم؟
اها یادم اومد من مامانم رو عشقم سیو کرده بودم . از حسودی اون دختره ریز ریز خندیدم .
خب اینم از پارت هدیه من به تو ♥️🍬
ترو خدا منو گزارش نکن من گناه دارم .
ممنونم از چرت و پرتام حمایت کردید .
هرچی خواستید تو کامنتا بگید .
تا فردا شب بای بای
Part : 3
کوک ویو :
مطمئن بودم اون بدبختی که بوسیدمش الان ریده بود به خودش ازش جدا شدم و بهش نگاه کردم دختری زیبا و جذاب بود . توی نگاه اول فکر کنم عاشقش شده بودم . بخواطر همین دوباره بو*سیدمش مطمئن نبودم چیکار میکنم . اما لباش خیلییییی خوش مزه بود . ( برادر حیا و شرمت کو؟😚)
نویسنده ویو :
گندم با عصبانیت کوک رو از خودش جدا کرد و پرتش کرد روی زمین ( یه مو از سر کوک کم بشه من میدونم و تو ) چند لحظه بعد کوک از هوش رفت .
گندم ویو :
بعد از اینکه گندم پسر رو از خودم جدا کردم چند دقیقه به لباش نگاه کردم حس خوبی برام ایجاد میکرد متوجه شدم از هوش رفته نگاهم ناخدانگاهم به سمت دست خونیش رفت . کشون کشون روی زمین کشیدمش تا به خونم رسیدیم پدرم در اومده بود چرا شبیه جنازست ( خفه خون بگیر ) درو باز کردم و یه پارچ اب اوردم روش خالی کردم . شبیه موش اب کشیده شده بود . صورت جذاب بود . توی لباساش دنبال یه کارتی چیزی گشتم تا گوشیش رو پیدا کردم . براش پیام اومده بود از طرف عشقم.
پیام عشقم :
سلام عزیزم چطوری خوبی کی میای خونه منتظرتم .
ادامه گندم ویو :
هه حتما از اون پسرایی هست که با چند نفر لاس میزنه . ( تو پسری رو که نمیشناختی اوردی عزیزم ) بعد سه چهار ثانیه به هوش اومد گوشیش رو روپاش پرت کردم و گفتم عشقت بهت پیام داده . بعدش هم بدون معطلی رفتم سمت اشپز خونه چرا من به عشق اون مردک حسویم شده ؟؟؟؟
کوک ویو
از تعجب چشام گرد شد ! عشقم هااا من کی دوست دختر داشتم؟
اها یادم اومد من مامانم رو عشقم سیو کرده بودم . از حسودی اون دختره ریز ریز خندیدم .
خب اینم از پارت هدیه من به تو ♥️🍬
ترو خدا منو گزارش نکن من گناه دارم .
ممنونم از چرت و پرتام حمایت کردید .
هرچی خواستید تو کامنتا بگید .
تا فردا شب بای بای
- ۲۴۶
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط