#p۳۲:
#p۳۲:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
کوک غذا هارو اماده کرد و در بشقاب ریخت و به اتاق رفت تا ا/ت رو بیدار کنه
_: ا/ت، ا/ت بیدار شو واست غذا درست کردم
♡: هومم چی شده(خوابالو)
_: کیوت خانم بلند شو غذا درست کردم
♡: نوموخوام، میخوام بخوابم
_: عه بلند شو دیگه بسه خوابیدن
♡: حال راه رفتن ندارم میخوام بخوابم
_: خب پس خودم میبرمت
♡: نمیخو.. هویی بزارم زمین
کوک ا/ت رو براید بغل کرد و به آشپز خونه برد
♡: اووووwaoooo، همه اینارو تو درست کردی؟
_: اوهوم، بخور ببین خوشمزن
ا/ت لقمه اول رو تو دهنشگزاشت که چشمام اندازه توپ شد
♡: اووو ماییی گاددد، خیلییی خوشمزس
_: هه چقدر کیوتی چشمات اندازه توپ شده ههه
♡: عه نخند چیکار چشمام داری، اصلا قهرم
_: عه وا نه نه ببخشید بیا من دیگه چیزی نمیگم
♡: خیلی خب
غذا شون رو خوردن که صدای پارس کردن بم و رعد به گوش رسید
♡: عههه رعدد جونمممم
_: بسه چقدر صدا میکنید
♡: لابد گشنشونه
_: نخیر خدمتکارا هر روز براشون غذا میزارن
♡: میشه بریم پیششون
_: باشه
کوک و ا/ت پیش سگاشون رفتن که بم هی خودش رو به ا/ت میمالید
_: بم خیلی پسر بدی شدی برو اون ور
♡: ههه بم زن میخواد
_: نخیر
♡: چرا زن میخواد
_: میگم نمیخواد
♡: شرط میبندم زن میخواد
_: بخواد هم به تو مربوط نیست
♡: اصلا به جهنم بخواد به من چه، من رفتم
_: کجا؟
♡: میخوام برم بیرون قدم بزنم
_: منم میام
♡: خب بیا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: سه پارت آپلود شده را به: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر برسونید
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
کوک غذا هارو اماده کرد و در بشقاب ریخت و به اتاق رفت تا ا/ت رو بیدار کنه
_: ا/ت، ا/ت بیدار شو واست غذا درست کردم
♡: هومم چی شده(خوابالو)
_: کیوت خانم بلند شو غذا درست کردم
♡: نوموخوام، میخوام بخوابم
_: عه بلند شو دیگه بسه خوابیدن
♡: حال راه رفتن ندارم میخوام بخوابم
_: خب پس خودم میبرمت
♡: نمیخو.. هویی بزارم زمین
کوک ا/ت رو براید بغل کرد و به آشپز خونه برد
♡: اووووwaoooo، همه اینارو تو درست کردی؟
_: اوهوم، بخور ببین خوشمزن
ا/ت لقمه اول رو تو دهنشگزاشت که چشمام اندازه توپ شد
♡: اووو ماییی گاددد، خیلییی خوشمزس
_: هه چقدر کیوتی چشمات اندازه توپ شده ههه
♡: عه نخند چیکار چشمام داری، اصلا قهرم
_: عه وا نه نه ببخشید بیا من دیگه چیزی نمیگم
♡: خیلی خب
غذا شون رو خوردن که صدای پارس کردن بم و رعد به گوش رسید
♡: عههه رعدد جونمممم
_: بسه چقدر صدا میکنید
♡: لابد گشنشونه
_: نخیر خدمتکارا هر روز براشون غذا میزارن
♡: میشه بریم پیششون
_: باشه
کوک و ا/ت پیش سگاشون رفتن که بم هی خودش رو به ا/ت میمالید
_: بم خیلی پسر بدی شدی برو اون ور
♡: ههه بم زن میخواد
_: نخیر
♡: چرا زن میخواد
_: میگم نمیخواد
♡: شرط میبندم زن میخواد
_: بخواد هم به تو مربوط نیست
♡: اصلا به جهنم بخواد به من چه، من رفتم
_: کجا؟
♡: میخوام برم بیرون قدم بزنم
_: منم میام
♡: خب بیا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: سه پارت آپلود شده را به: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر برسونید
- ۳۹۲
- ۱۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط