#p۳۴:
#p۳۴:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
_: سریع بلاکشکن، زود
♡: باشه
_: بریم عمارت
♡: بریم
♡: میشه یچی بگم؟
_: بگو
♡: میشه من رانندگی کنم؟
_: هه بچه تو مگه رانندگی هم بلدی؟
♡: من بچه نیستم، بله من مسابقات رالی خشن مقام اول رو دارم
_: چرت و پرت نگو
♡: اگه باور نداری میتونم بهت نشون بدم
_: چطوری؟
♡: فردا مسابقه رالی خشن گزاشتن منم دعوت کردن، وقتی اول شدم خودت میتونی ببینی
_: ببین بچه جون من خودمم مقام اول رو دارم، پس میتونیم باهم مسابقه بدیم
♡: اوکیه، فردا شب میبینیم کی برندست
_: خب بریم، بیا سوئیچ ماشین، تو برون
♡: مرسی
بعد بیست دقیقه به عمارت رسیدن که دیدن جونگ سانگ با یه دسته گل بزرگ دم در عمارت ایستاده
_: جونگ سانگ؟
جونگ سانگ: عه چه عجب شما اومدید
♡: سلام
جونگ سانگ: سلام زن داداش چطوری
♡: خوبم
_: این گله چیه
جونگ سانگ: اها، اینو واسه زن داداش اوردم، بفرما
♡: من؟
جونگ سانگ: بله
♡: ممنون
_: چیکار داری؟
جونگ سانگ: مربوط به چان
_: اون عوضی؟
جونگ سانگ: اره
_: بریم تو درموردش حرف میزنیم
جونگ سانگ: اوهوم
به داخل رفتن و جونگ کوک و جونگ سانگ روی مبل نشستن و ا/ت به اتاقش رفت
_: خب؟
جونگ سانگ: چند روز پیش یه نامه اومد جلوی خونم که فهمیدم چان نوشته احتمالا فهمیدی چون تو اتاقی که ا/ت اونجا گزاشتیش بود و احتمالا ا/ت دیدش و به تو گفت، درسته؟
_: اوهوم
جونگ سانگ: خوبه نیاز نیست زیاد توضیح بدم، چان دنبال خون پدرشه، الانم که فهمیده تو داری
جز مافیا های بزرگ جهان میشی میخواد زهرشو بریزه
_: وقتشه بکشمش عین بابای عوضیش
جونگ سانگ: اره اما باید مراقب باشی زیر دستام گفتن که چند وقته دارن ا/ت رو تعقیب میکنن کسی هم که تعقیبش میکنه فردی به نام شی یان که احتمالا هم دانشگاهی ا/ت بوده
_: چیی؟ ا/ت؟، شی یان؟
جونگ سانگ: اره داداش، بیشتر مراقبش باش
_: میدونستم این شی یانه یه ریگی به کفشش هست
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
_: سریع بلاکشکن، زود
♡: باشه
_: بریم عمارت
♡: بریم
♡: میشه یچی بگم؟
_: بگو
♡: میشه من رانندگی کنم؟
_: هه بچه تو مگه رانندگی هم بلدی؟
♡: من بچه نیستم، بله من مسابقات رالی خشن مقام اول رو دارم
_: چرت و پرت نگو
♡: اگه باور نداری میتونم بهت نشون بدم
_: چطوری؟
♡: فردا مسابقه رالی خشن گزاشتن منم دعوت کردن، وقتی اول شدم خودت میتونی ببینی
_: ببین بچه جون من خودمم مقام اول رو دارم، پس میتونیم باهم مسابقه بدیم
♡: اوکیه، فردا شب میبینیم کی برندست
_: خب بریم، بیا سوئیچ ماشین، تو برون
♡: مرسی
بعد بیست دقیقه به عمارت رسیدن که دیدن جونگ سانگ با یه دسته گل بزرگ دم در عمارت ایستاده
_: جونگ سانگ؟
جونگ سانگ: عه چه عجب شما اومدید
♡: سلام
جونگ سانگ: سلام زن داداش چطوری
♡: خوبم
_: این گله چیه
جونگ سانگ: اها، اینو واسه زن داداش اوردم، بفرما
♡: من؟
جونگ سانگ: بله
♡: ممنون
_: چیکار داری؟
جونگ سانگ: مربوط به چان
_: اون عوضی؟
جونگ سانگ: اره
_: بریم تو درموردش حرف میزنیم
جونگ سانگ: اوهوم
به داخل رفتن و جونگ کوک و جونگ سانگ روی مبل نشستن و ا/ت به اتاقش رفت
_: خب؟
جونگ سانگ: چند روز پیش یه نامه اومد جلوی خونم که فهمیدم چان نوشته احتمالا فهمیدی چون تو اتاقی که ا/ت اونجا گزاشتیش بود و احتمالا ا/ت دیدش و به تو گفت، درسته؟
_: اوهوم
جونگ سانگ: خوبه نیاز نیست زیاد توضیح بدم، چان دنبال خون پدرشه، الانم که فهمیده تو داری
جز مافیا های بزرگ جهان میشی میخواد زهرشو بریزه
_: وقتشه بکشمش عین بابای عوضیش
جونگ سانگ: اره اما باید مراقب باشی زیر دستام گفتن که چند وقته دارن ا/ت رو تعقیب میکنن کسی هم که تعقیبش میکنه فردی به نام شی یان که احتمالا هم دانشگاهی ا/ت بوده
_: چیی؟ ا/ت؟، شی یان؟
جونگ سانگ: اره داداش، بیشتر مراقبش باش
_: میدونستم این شی یانه یه ریگی به کفشش هست
- ۳۱۰
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط