{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیم 

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیم 
یکی کوچک,یکی بزرگ 
یکی بلند و یکی کوتاه 
یکی قوی تر و یکی ضعیف تر 
اما هیچکدام دیگری را مسخره نمیکند 
هیچکدام دیگری را له نمیکند 
و هیچکدام برای دیگری تعظیم نمیکند 
آنها کنار هم یک دست میشوند و کار میکنند
چرا ما انسانها اگر از کسی بالاتر بودیم,لهش میکنیم و اگر از کسی پایینتر بودیم او را میپرستیم 
شاید بخاطر همینکه یادمان باشد,نه کسی بنده ماست,نه کسی خدای ما,خداوند انگشتهای ما را اینگونه آفرید 
آری,باید باهم باشیم و کنار هم 
آنگاه لذت یک دست بودن را میفهمیم...
دیدگاه ها (۱)

چه دشوار است... تکیه بر شانه های مردی دهی که هوس بدست آوردنت...

ساده بودم که تورا ساده تصور کردم / بعد لبخند تو با گریه تبسم...

چقدر دلم میخواهد نامه بنویسمتمبر و پاکت هم هستو یک عالمه حرف...

گلوله نمی دانست ... تفنگ نمی دانست ... شکارچی نمی دانست .....

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهاي دستمان ياد ميگرفتيميکي کوچک,يکي بزرگيکي بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط