{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"اریش هونکر" ، رهبر آلمان شرقی می‌بیند که مردم در صف ایست

"اریش هونکر" ، رهبر آلمان شرقی می‌بیند که مردم در صف ایستاده‌اند.
او هم در صف می‌ایستد و از فرد جلویی می‌پرسد که این صف برای چیست؟
جلویی جواب می‌دهد که مردم می‌خواهند اجازه سفر بگیرند و از کشور بروند.

هونکر متوجه می‌شود که با ایستادن او در صف مردم پراکنده شدند .

از یک نفر می‌پرسد که حالا چرا یک دفعه صف به هم خورد .
او هم می‌گوید :
وقتی که تو بروی دیگر لازم نیست ما برویم .

فقط یک نفر کافی است تا یک شهر آباد یا ویران شود .
دیدگاه ها (۷)

امید، شاید تو صفحه بعدی باشه،کتاب زندگیت رو زود نبند ...

الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم ...

وقتی که یک نفر رو همیشه ببخشیاین فرصتو ازش میگیری که بفهمه ه...

وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شویوقتی دائم بگویی...

"اریش هونکر" ، رهبر آلمان شرقی می‌بیند که مردم در صف ایستاده...

"شرط آبادی یک کشور" "اریش هونکر" رهبر آلمان شرقیمشاهده میکند...

‏اريش هونكر رهبر المان شرقي روزي در خيابانی مردم را ميبيند ك...

عکس العمل شهروندان مختلف هنگام غرق شدن شهروند سودجو: از آب ج...

حضرت آیة الله ناصری دولت آبادی می فرمودند:در یکی از مدارس اص...

چگونگی وقوع معجزه به صورت غیبی حافظ قرآن شدن #کربلایی_کاظم_س...

قسمت اولداستان از بازدید یکی از مجروحان جنگی آغاز می‌شود که ...

بررسی شعر (ماتادور جنون) از «تس» و «بن» ــــــــــــــــــــ...

ادامه پست قبل: مع هذا ماجرایی استثنایی و منحصر به فرد در خوا...

آشتی پس از پنجمین درخواست طلاقخبرگزاری میزان: زوج جوان برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط