{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح شد ...

صبح شد ...
آی نمی‌ باید خفت
چشم بگشای که خورشید شکُفت
باز کن پنجره را با دمِ صبح
باید از خانه‌ی دل
گَرد پریشانی رُفت ..


بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ




🍃 🌸
دیدگاه ها (۳)

ازهم بگشاے🌸 🍃 دیده را با صلوات 🌸 🍃 با خنده بگو 🌸 🍃 شکرخدا را...

چرا گرفته دلت،مثل آنکه تنهاییچقدرهم تنهاخیال می کنمدچارآن رگ...

خدای مهربانمدست نیاز را به درگاه تو دراز میکنمو از تو میخواه...

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

گفتاما در شبی این گونه گنگهیچ آوایی نمی آید به گوشگفتمشاما د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط