خسته ام از زودباوری هایم,از خوشحالی هایِ کاذبی که به خورد
خسته ام از زودباوری هایم,از خوشحالی هایِ کاذبی که به خوردِ زندگی ام میدهم تا لبخند هایِ تصنعی ام را خودم هم باور کنم!
خسته ام از عهدهایِ شکسته ای که تیزیِ شان احساس ام که هیچ ,تمام ام را جریحه دار میکنند!
خسته ام از آدم هایی که بال میدهند,اوج میدهند اما خودشان بازی سنگ مُفت وُ گنجشک مُفت را تا سقوطِ زندگی ام ادامه میدهند!
خسته ام,کمی بیزار و به اندازه ی مُرده ای کُنجِ گور بی رویا!
خسته ام از عهدهایِ شکسته ای که تیزیِ شان احساس ام که هیچ ,تمام ام را جریحه دار میکنند!
خسته ام از آدم هایی که بال میدهند,اوج میدهند اما خودشان بازی سنگ مُفت وُ گنجشک مُفت را تا سقوطِ زندگی ام ادامه میدهند!
خسته ام,کمی بیزار و به اندازه ی مُرده ای کُنجِ گور بی رویا!
- ۹۵۲
- ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط