{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشتباهش را میبخشیدم

اشتباهش را میبخشیدم ؛
قهر که میکرد برای آشتی پیش قدم‌میشدم؛
بحث که میکردیم کوتاه میامدم؛
یک زمان اما چشم باز کردم و دیدم آنقدر از هم
فاصله گرفته ایم که برای حرف زدنِ با من فریاد میکشد
نبخشیدم؛
پیش قدم نشدم؛
کوتاه نیامدم
فقط بی صدا بارو بندیلم را جمع کردم و رفتم
"آن موقع وقتِ رفتن بود بدونِ هیچ معطلی"‌ ‌#سحر_رستگار
دیدگاه ها (۱)

کاش کمی از باران یاد میگرفتیمتهرانش داشت از دستش میرفتبه داد...

#ارزو_کردم_و_یادم_نبود#که_هیچ_کس#به_براورده_کردن_ارزو_های#من...

فقط یه رفیقِ که میتونه بفهمه چند وقته حالِت عوض شده و ازت بپ...

با تمام وجودم عاشقش بودم...اما وقتی حرفی میزد که ناراحت میشد...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁶⁰..لبخند گرمی زدم به دو طرف سرم...

CASINO3.10

مافیای شیرین من[p20]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط