{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو آت

ویو آت
پسره پروووو هف محکم زدمش ولی انگاری دردش نیومد خیلی رو مخم بود ولی خیلی مهربون بود یعنی زیادی مهربون...وای آت چی میگی اونو مثل بقیه خوناشاماست...بادیگارد منو برد داخل یه اتاق و درشو قفل کرد پنجره باز بود رفتم داخل بالکن و رو نرده وایستادم و بال هامو باز کردم تو نور می‌درخشید بال هامو تکون دادم و پریدم وقتی رو هوا شناور شدم یاد نینا افتادم رو زمین عمارت فرود اومدم و رفتم داخل جوری که بادیگارد ها متوجه نشن رفتم طبقه اول که یه صدا هایی از اتاقی که روش نوشته شده بود seven شنیدم...درشم باز بود اون خوناشام مهربونه و البته رومخه بود و اون خوناشامی که به نظر خیلی سنگدل میومد...ن..نینا بیهوش داخل آکواریوم افتاده بود داشتن راجب چی بحث میکردن؟وقتی شنیدم چقدر از نظر اون خوناشام بی ارزشم خندم گرفت خب پس چرا منو و اونهمه پری و زندانی کرده نگاهشونو دادن به من
=ت..تو حالت خوبه؟
خندم بیشتر شد اما بدتر از بغض بود
-اخی...روانی چیزی هستی
=جئونننن
بال هام ناخواسته باز شد که اون خوناشام با لحن چندشی گفت
-به بهههه یه پری فرشته پیدا شد


هعی برگشتم البته فیکام نه خودم
دیدگاه ها (۳)

-خونشون خوشمزست؟خیلی وقته نخوردم مزه شو یادم رفته +خیلی بامز...

1-کی هستی ۲-نمیدونم ولی شما هم بگید😏🤣🤣🤣۳-فداتتتت۴-ممنون...حو...

فداتون بشم....عاشقتونم خیلی دوستون دارم...یه مدت میخوام عاف...

ویو کوککه دیدم گریه کرد هوفی کشیدم و از پشت آکواریم چراغشو خ...

ویو آتنشسته بودم روی تخت و به داداشم فک میکردم...دلم براش تن...

Part 5بادیگارد درو برای ات باز کرد بعد که ات پیاده شد ﷼ سلام...

سلام من ات هستم 27 سالمه من یه دختر اروم و شیطون هستم من با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط