{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

─═हई╬ شعروغزل ╬ईह═─ بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کر

─═हई╬ شعروغزل ╬ईह═─ بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد
دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد

جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب
آسمانی ابر با بغضی سترون گریه کرد

با هزاران آرزو یک مرد مردی پر غرور
مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد

این خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شد
نسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کرد

گریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشق
بارها این درد را در چاه بیژن گریه کرد

یک زمان حتی تو هم در مرگ من خواهی گریست
مثل سهرابی که در سوگش تهمتن گریه کرد ─═हई╬ شعروغزل ╬ईह═─
دیدگاه ها (۱)

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید...

شراب_گیلاس pاخر اماندا غرید : چیکار داری؟؟؟خوب شدن جونگکوک....

وقتی توسط یه ساسنگ فن آسیب میبینی(درخواستی)

^فیک جونگکوک^(پارت۹۱)

#حصار_تنهایی_من #پارت_۳۶با دست پاچگی گفت:هیچی ببخشید. بلند ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط