{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من

من

پری کوچک غمگینی را می‌شناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی‌لبک چوبین
می‌نوازد آرام ، آرام

پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می‌میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
.
.

فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۲)

- آدمی که می‌داند باید برودتنهاتر از آدمی است که راه را گم ک...

باز آمدم از چشمهٔ خواب کوزهٔ تر در دستم مرغانی می‌خوانند نیل...

این دختر به ظاهر خوشحالی که میبینی هر روز میره جلو آینه و به...

چشم‌هایتزیبا و غمگین‌اندچشم‌هایت پیاده‌رویِ باران‌خورده‌یِ و...

پارت نوزدهمزمستان سردی بود. شب. برف پشت پنجره‌ی اتاق‌شان آرا...

پارت ۲۲:سلام من به زندگی جدید(Rose)۹ مارس سال ۱۹۹۳.شروع دفتر...

سناریو - رومان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط