{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

انگار ملائک تو را میان بوسه هایی که برای خدا فرستادم دزدیدند. عطر برگ های لیمو ، درخت توت ، کنار گارم زنگی و زیتون و میوه های کال درخت انبه باغ ها را چه زود به فراموشی سپردی؟!
چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی.
همه را می بینم اما جزء تو که خاطره ای شدی ماندگار برای قلب هایی که منتظرت هستند.
گناه آسمانی که تورا به آغوش کشید و باخود برد را هرگز نخواهیم بخشید تو میان بودنت و یادت ، یادت را برایمان گذاشتی و بودنت را افسانه ساختی.

.

.

.
عزیز جونم ...خدا رحمت کنه ... مادربزرگم...
دیدگاه ها (۴)

فرید صعودی ...

فرید صعودی ..... طرفدارشم...

زبان. ...

پروانه جان

انگار ملائک تو را میان بوسه هایی که برای خدا فرستادم دزدیدند...

@s.dehghani انگار ملائک تو را میان بوسه هایی که برای خدا فرس...

انگار ملائک تو را میان بوسه هایی که برای خدا فرستادم دزدیدند...

باباجون...انگار ملایک تو را از میان بوسه هایی که برای خدا فر...

دوست عزیزم آمنه جان؛ فردا میشود یکسال که از نبودنت در جمع ما...

چطور تونستی اونهمه خاطره را در یک لحظه تمام کنی.حالا خودت خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط