{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن در آشپزخانه مرد ..

زن در آشپزخانه مرد ..
وقتی با غذا دم شد ..
و جا افتاد با خورشت اشک هایش
میان ذوالفنون استکان هایی که
روزی صد بار به هم خوردند ..
و مرد که سه شیفت را کار کرد
جانی برای بوسیدن نداشت ...
و عشق بایگانی شد ..
در کارت عروسی پر خرج لعنتی ...
#آنشرلی
دیدگاه ها (۱۷)

حافظ گشوده ام من ، چه امیدوارانه می‌گوید : یوسف گمگشته بازآی...

"دل"♥ حریمی است که حرمت دارد.. . لمس دست هر نامحرم ، بر ضریح...

بانو ..!! دَستَم به "شَنبه‌هایِ خیالَت" نمی‌رِسَد ..!! مَشغو...

زمستان‌ها می‌آیند و می‌روند اما ناز ِ سیاهی ِ چشمان تـــو ...

سناریو ساسونارو # 🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️ ف...

_____پارت¹⁰ نفرین کوچولو_____نگاهم به مارِبلا افتاد که گوشه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط