همکلاسی جدید من
همکلاسی جدید من
P13
- این رییس شرکتیه که توش کار میکنم
+ زنه رییستون
- هوم....
رفتی بری به سمت در
+ زنیکه....
مچ دستت را گرفت
- تو خودت مشکل داری نرو...
+ چراااااا
- همینجوری تو مدرسه برات اتفاق پیش اومده دیگه نمیخواد گیر بیوفته
+ ولم کن بابا چرت نگو میدونی اگه مرده بودی خودمو تا ابد سرزنش میکردم
- وااااا چه ربطی به تو داره ( مچ دستت را محکم تر گرفت)
+ چون من نباید میزاشتمت و میرفتم من مقصرم که تو الان اینجایی ( با گریه )
هیون جین با این حرفت خشکش زد و مچت را ول کرد و تو هم سرت را پایین انداخته بودی و دستت را روی صورتت گذاشته بودی و گریه میکردی که سوهیون اومد داخل و تو را توی بغلش گرفت
& هی هیونگ بگو چیکارش کردی
- هی..هی...هیچی...
& هی ات خوبی
! اتتتت ( دویدی سمتت)
حدود ده دقیقه گریه کردی روی صندلی توی راه رو تا اینکه سوهیون اومد و کنار نشست تو هم خوابت گرفت و سرت را گذاشتی رو شونش تا هیونجین مرخص بشه هیون جین اومد بیرون و تو را دید و اخماشو کشید تو هم
- هی چیکار میکنی
& وا خب گردنش درد میگیره
آنقدر بلند حرف زدند که تو بیدار شدی چشمات را مالیدی
+ هی اینجا چه خبره اخخخ... چشمام میسوزه
هیون جین اومد واکنش نشون بده که سوهیون سریع بعلت میکنه
& اشکال ندارد به خاطر اینه که گریه کردی ( با لبخند ملیح)
هیون بیشتر عصبانی شد و سریع رفت
- اگه نمیآیند ما رفتیم
& هی هیونگ
+ اوپا
& با منی
+ نه با هیونجینم
- مگه نگفتم بهم نگو اوپا
+ دوست دارم
- ( چشم خیره) هوم... چیه
+ اوپا سوهیون میشه تنها مون بزاری یلحظه
& هوم حتما
- چیه چی میخوای
+ چرا آنقدر همیشه باهام سردی
- من با تو سردم
+ نه حتما با همسایتون سردی خب من دیگه
- پس از افراد سرد خوشت نمیاد
+ نه اینکه خوشم میاد فقط از تو
- از من چی ... ازم بدت میاد میدونم
+ نه تو خیلی ترسناکی
- ( چشم غره)چ...همین
+ هوم... نکنه انتظار داشتی بگم دوستت دارم
- ام.... نه
+ اره جون خودت
جفتتون خندیدید و رفتید تو ماشین
+ راستی اوپا هیونجین
- هوم...
+ چرا رییس شرکتت زنه
- نمیدونم میخوای خودت فردا باهام بیای سر کار
+ اوهوم چرا که نه حتما
- باشه پس فردا ساعت ۴ بیدار شو
+ یاااا خدا من نمیام بابا
- خب نیا
+ باش باش میام
...
دوستتون دارم بابت تاخیر خیلی معذرت میخوام
P13
- این رییس شرکتیه که توش کار میکنم
+ زنه رییستون
- هوم....
رفتی بری به سمت در
+ زنیکه....
مچ دستت را گرفت
- تو خودت مشکل داری نرو...
+ چراااااا
- همینجوری تو مدرسه برات اتفاق پیش اومده دیگه نمیخواد گیر بیوفته
+ ولم کن بابا چرت نگو میدونی اگه مرده بودی خودمو تا ابد سرزنش میکردم
- وااااا چه ربطی به تو داره ( مچ دستت را محکم تر گرفت)
+ چون من نباید میزاشتمت و میرفتم من مقصرم که تو الان اینجایی ( با گریه )
هیون جین با این حرفت خشکش زد و مچت را ول کرد و تو هم سرت را پایین انداخته بودی و دستت را روی صورتت گذاشته بودی و گریه میکردی که سوهیون اومد داخل و تو را توی بغلش گرفت
& هی هیونگ بگو چیکارش کردی
- هی..هی...هیچی...
& هی ات خوبی
! اتتتت ( دویدی سمتت)
حدود ده دقیقه گریه کردی روی صندلی توی راه رو تا اینکه سوهیون اومد و کنار نشست تو هم خوابت گرفت و سرت را گذاشتی رو شونش تا هیونجین مرخص بشه هیون جین اومد بیرون و تو را دید و اخماشو کشید تو هم
- هی چیکار میکنی
& وا خب گردنش درد میگیره
آنقدر بلند حرف زدند که تو بیدار شدی چشمات را مالیدی
+ هی اینجا چه خبره اخخخ... چشمام میسوزه
هیون جین اومد واکنش نشون بده که سوهیون سریع بعلت میکنه
& اشکال ندارد به خاطر اینه که گریه کردی ( با لبخند ملیح)
هیون بیشتر عصبانی شد و سریع رفت
- اگه نمیآیند ما رفتیم
& هی هیونگ
+ اوپا
& با منی
+ نه با هیونجینم
- مگه نگفتم بهم نگو اوپا
+ دوست دارم
- ( چشم خیره) هوم... چیه
+ اوپا سوهیون میشه تنها مون بزاری یلحظه
& هوم حتما
- چیه چی میخوای
+ چرا آنقدر همیشه باهام سردی
- من با تو سردم
+ نه حتما با همسایتون سردی خب من دیگه
- پس از افراد سرد خوشت نمیاد
+ نه اینکه خوشم میاد فقط از تو
- از من چی ... ازم بدت میاد میدونم
+ نه تو خیلی ترسناکی
- ( چشم غره)چ...همین
+ هوم... نکنه انتظار داشتی بگم دوستت دارم
- ام.... نه
+ اره جون خودت
جفتتون خندیدید و رفتید تو ماشین
+ راستی اوپا هیونجین
- هوم...
+ چرا رییس شرکتت زنه
- نمیدونم میخوای خودت فردا باهام بیای سر کار
+ اوهوم چرا که نه حتما
- باشه پس فردا ساعت ۴ بیدار شو
+ یاااا خدا من نمیام بابا
- خب نیا
+ باش باش میام
...
دوستتون دارم بابت تاخیر خیلی معذرت میخوام
- ۴۰۵
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط