{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همکلاسی جدید من

همکلاسی جدید من
P15
» سلامم عزیزم خوبی این کیه دیگه
رفتی سمتش و یقشو گرفتی
+ شما می باشی
» ام....امم..اممم من رییسشم
+ هیون رییست زنه ( با نگاه به هیون)
سرش را به معنی تایید تکون داد
+ هییی خانم خوشگله نزدیک دوست پسرم نبینمتا دیگو رنگش نزن چون اون دوستت نداره آخرین باری که اومدی دنبالش ریدی
» این چی میگه عشقم!؟ ( رو به هیون)
- نمیدونم فقط میدونم حقیقته
» خیانت کردی بهم
- اصلا من با تو نبودم
- ای مرتیکه حروم....
نزاشتی حرفش تموم بشه و یه سیلی زدی تو صورتش
+ خفه شو و حرف دهنت و ببند از سر راه برو کنار تا نکشتمت
» چ- ببین یه بچه فسقلی ...
اومد دست روت بلند کنه کنه که هیون جین دستش را گرفت
- دستت را بزار پیشت بمونه برای گدایی نیاز داری
بعدم دستت را گرفت و رفتید و تو هنوز داشتی به عقب نگاه میکردی
+ هی چرا اون کار را کردی چرا دستم را گرفتی
- فکر کنم بهتره اول تو توضیح بدی که چرا خودتو دوست دخترم جا زدی
+ فکر کنم تو کسی بودی که تاییدش کردی
- من اینکه رییس شرکت زنه را تایید کردم
+ پس من بودم که گفتم نمی‌دونم ولی هر چی میگه درست میگه که بعد اون زنیکه گفت خیانت کردی بهم ( داشتی ادای هیون و زنه را در نیاوردم)
پوزخندی زد
+ نخند ( با اعصبانیت کیوتی)
بعدم رفتید سر کار تا شب و شب اومدید خونه و تو از بس خسته بودی دویدی تو اتاقت و افتادی رو تخت هیون جین داشت با مامانش حرف میزد
- مامان
§ جانم عزیزم
- باید برم اتاق آن و ازش تشکر کنم
§ بابت چی
- سر کار ازم محافظت کردم
§ برو عزیزم
اومد به سمت اتاقت و در زدی در را باز کردی و با دیدن هیون خشکت زد
+ ه..ه..هیون... تو اینجا چیکار
دستش را گذاشت روی لبت و اومد تو و در را بست و به سمت صورتت خم شد
- هیسسسس ساکت
تو ترسیدی ولی بعد از این کار رفت و نشست روی تخت
- خب توضیح بده
+ چیا اونوقت
- چرا خودتو جای دوست دخترم زدی
+ چون دوست داشتم به تو ربطی داره
- خب منم دوست دارم ی کاری انجام بدم ولی به تو ربطی داره
از روی تخت بلند شد و اومد سمتت آروم آروم و تو هی عقب عقب رفتی و چسبیید به در و چشم هات را بستی خم شد کنار گوشت وقتی یه دستش به در بود یه سمتش به دسته در
- اگه به در تکیه نداده بودی الان من الان میرفتم بیرون و کارم را انجام می‌دادم و اون موقع کارم به تو مربوط نمیشد ولی الان اول باید تو را بزارم کنار بعد برم پس به تو ربطی داره پس لطفا برو کنار می‌خوام برم بیرون

آروم چشم هات را باز کردی یه آهی از خجالت کشیدی و از زیر دستش اومدی بیرون و اون در را باز کرد
- بعداً بازم حرف می‌زنیم
و با یه پوزخند لطیف از اتاقت خارج شد

........

تمامی بابت تاخیر شرمنده حالم خوب نبود
دیدگاه ها (۱)

هشتاد تاییمون مبارککککک هووووووووووووو دوستتون دارم عاشقتونم...

اولیه واسه صفحه است دومی برای قفل نظر بدید

وقتی دوستت داشت ولی

وقتی دوستت داشت ولی … p8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط