{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۹

پارت ۴۹

چشم های میناتو گشاد تر میشد وقتی هر کلمه ای را که روی ورق نوشته شده بود میخواند:"بچه ها؟.."
ادبیتو و کاکاشی از خجالت رفته بودند پشت پرده قایم شده بودند. میناتو و رین که کل ماجرا را داشتند سعی میکردند نخندند سعی کردند جدی باشند.
R:"شاید یه ربطی به فیلما داره."
M:"نه فکر نکنم، احتمالا...بچه ها میشه اون لباس خرگوشی رو ببینم؟"
و اینطوری شد که کاکاشی و اوبیتو با هزار بدبختی قبول کردند میناتو و رین را دوباره ببرند خانه و لباس را نشانشان دهند.
M:"هممم...اره، احتمالا بخاطر این لباسه س. اوبیتو اینو از کجا خریدیش؟"
اوبیتو روی کاغذ ارتباطی شان به زور نوشت:"از یه دست فروش توی جنگل."
میناتو زد به پیشانی اش، بعد لباس را پشت و رو کرد و برچسب داخلش را نشان داد:"این لباسه جادو جمبلی چیزی داشته. این برچسب تغییر شکله. احتمالا بخاطر همینه که اینجوری شدید."
کاکاشی با فهمیدن این چنان نگاه مرگباری به اوبیتو انداخت که بنده خدا نزدیک بود خودش را خیس کند.
M:"ولی نگران نباشید، راه حل داره."
●
کوشینا از ذوق نزدیک بود کاکاشی و اوبیتو را با هم قورت بدهد:"وای سگگگگ وای خرگوش خدااا. چقد پشمالو."
و انقدر محکم بغلشان کرده بود که بیچاره ها نزدیک بود خفه شوند، اوبیتو کمی با پنجه اش زد به بازوی کوشینا تا بالاخره ولشان کرد. میناتو نیشخند زد:"عزیزم تو مهر برگردانی رو بلد بودی اره؟"
Ku:"اره چطور؟"
M:"برشون گردون به حالت قبلی. اونام قول میدن دیگه فیلم کثافت کاری نبینن مگه نه بچه ها؟"
و چشم غره رفت، اوبیتو و کاکاشی هم فقط سر تکان دادند. کوشینا دست هایش را به هم زد و مهر را اجرا کرد.
Ku:"حاضر شین بچه ها."
اوبیتو و کاکاشی چسبیدند به هم و چشم هایشان را بستند.
●
R:"بی حیاهاا، برین لباس تنتون کنینن."
به محض اینکه اوبیتو و کاکاشی چشم هایشان را باز کردند دوتا دمپایی صاف خورد توی صورتشان.
O:"آاای مگه مریضی؟"
بعد کاکاشی سریع دوزاریش افتاد که هر دویشان لختند، میناتو سریع شنلش را نگرفت جلوی انها:"بچه ها یعنی بعضی موقع ها به مخ داشتنتون شک میکنم. برید تو حموم ببینم."
و کردشان توی حموم.
K:"چرا تو انقد بد خودتو میشورییی؟ هیچ خری صابونو نمیکنه تو چشمش."
اوبیتو که نزدیک بود از سوزش چشم کور شود داشت سعی میکرد دوش را پیدا کند:"نمیبینم، من نمیبینممم."
کاکاشی دوش را گرفت سمتش و اب را تا ته باز کرد:"بیا بابا، الان ده تا دیگه شارینگان در میاری."
O:"اخیش بده دوشو. نزدیک بود کور شم."
و دهانش را باز کرد تا آب دوش قشنگ برود توی حلقش:"قالاغلهلعالل"
کاکاشی خندید:"نکن خنگول خفه میشیا."
اوبیتو لیف را گرفت بالا و با صابون افتاد به جونش:" بیا سیبیل بابانوئل درست کنیم."
K:"باز دلقک بازیات شروع شد؟"
اوبیتو سعی کرد درست توی اینه خودش را مرتب کند و ریشش کاملا واقعی بنظر برسد، کاکاشی سرش را تکان داد:"نه داری اشتب میزنی بده من اونو."
●
از انور میناتو و کوشینا همراه رین نشستند پشت میز ناهارخوری تا یک قهوه ی داغ بنوشند.
R:"همیشه انقد سر و صدا میکنن تو حموم؟"
میناتو کمی خندید:"اوبیتو همیشه اتیشو روشن میکنه کاکاشی هم زیادش میکنه، این دلیل خرابکاریاشونه."
و قشنگ صدای جیغ و دادشان تا پذیرایی میامد:
O:"من بابانوئلم هوهوهو."
K:"یه بابانوئل لخت مو مشکی به هیچ دردی نمیخوره. من بابانوئل بهتریم."
O:"الان چی گفتی؟ فقط چون کله سفیدی سیبیل حبابیت بهت میاد. تازه تو هم لخت مادرزادی کاکاشی."
K:"تنت میخاره عا اوبیتو، نذار بزنمت."
O:"یه لاغر مردنی ای مث تو میخواد منو بزنه ارهههه؟"
کوشینا داشت سعی میکرد نخندد ولی رین داشت ریسه میرفت. میناتو نفسش را با خنده بیرون داد:"الانه که حمومو منفجر کنن."
●
O:"باورم نمیشه که هم از تو کتک خوردم و هم از خاله کوشینا."
اوبیتو توی راه برگشت به خانه گفت، لباس هایی که میناتو بهش قرض داده بود حسابی برایش بزرگ بودند. البته کاکاشی هم دست کمی از او نداشت:"تا تو باشی دیگه دعوا طلبی نکنی. خاله رو حسابی عصبانی کردی اونم که حامله س هر چی بلا بود سرت اورد."
O:"تو هم بر بر وایسادی نگاه کردی."
K:"انتظار چی داری، اگه وقتی خاله عصبانیه بری نزدیکش مثل بولدوزر لهت میکنه."
O:"خب در این مورد موافقم."
دیدگاه ها (۳)

پارت ۳۳بچه ها من هنوز زنده ممممم🗣K:"اصن از دستت عصبانی نیستم...

سناریو اوبیکاکا

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and Snow‌PART 4ــــــــــــ...

پارت ۲۳

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

part41نیلا وارد خونه شد و به طرف اشپز خونه رفت در یخچال رو ب...

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_83با خوابالودی از سر جام بلن...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁴(چه‌رین+)(تهیونگ–)(ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط