{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش بخیر زمانی هر شب برق قطع میشد،

یادش بخیر زمانی هر شب برق قطع میشد،
اصلا عادت داشتیم به قطعی اش. هر خانه ای چراغ یدک داشت
یکی چراغ توری، یکی چراغ فتیله ای، یکی چراغ قوه، کم کمش همه
شمع داشتند.
حالا یادم نمی آید آخرین قطعی برق را.
بقیه را نمی دانم ولی ما چیزی نداریم برای روز مبادا، 
نه چراغ فتیله ای ، نه شمعی
قصه ی برق حکایت وابستگیست، حکایت آدمهای روشن همیشگی
حالا که هستی و من غافلم از،رفتن احتمالی ات
باور کن هیچ چراغی یدکی ات نمی شود همه ی چراغها چراغ خاموش
رفته اند.
بروی تنها یک راه چاره میماند.
به رسم قدیم چراغ فتیله ای خانه ام را روشن میکنم
و منتظرت میمانم که برگردی.....💖
دیدگاه ها (۱۲)

به خداییکه در این نزدیکی ست ...من تو راباز تو را ...با همه ی...

دلتنگی لجبازترین حس دنیاستهر چه برایش توضیح دهی، بیشتر پایش ...

سکوت کن... فرقی نمیکند از روی رضایت باشد یا دلخوری،این مردم ...

@hadis.20تولدت مبارک حدیثم تولدت مبارک بهترینم ،تولدت مبار...

𝒫𝒶𝓇𝓉 1 باران شدیدی در سئول می‌بارید. خیابان‌های خیس زیر نور...

۰۰۰۰۲ | چراغ صبح آغاز مهر در خانه

مردی در ساحل...[پارت یازدهم]چند روز بعد...مثل همیشه...ات و ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط