{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد
تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد
بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من
که بغض آشنای ابر گریه می خواهد
بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم
و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد
دیدگاه ها (۱)

ﺩﺭﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺗﻨــﻬـــــــﺎ ﯾﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢﺩﺭ ﺩﻟﻢ ، ﺩﻟﺘﻨـــ...

این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت ت...

ﻣﻦ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻮﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝﺩﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﭙﯿﺪﻥﻭﺗﭙﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎ...

ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ؛ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ... ﯾﺎ ﻏﯿﺮﻋﻤﺪ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ...ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭ...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

باران در سئول همیشه بوی خاصی داشت؛ ترکیبی از خاک خیس و خنکای...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 119✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط