بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت : 109

گفتش
_ دخترم اینجا به در دکتر نزدیکتره بیا اینجا بشینیم
هه همه بخاطر شوهر من همه کار میکنن
یهو زنه خودشو لوس کرد و با ناز و عشوه رو به جونگکوک گفت
_ میتونم پیشتون بشینم
جونگکوک لبخند حرص دراری بهش زد و گفت
_ نه
خندم گرفته بود دستمو جلوی دهنم گذاشتم و مشغول خندیدن شدم
زنه ایشی گفت و نشست اونور جونگکوک
یکم گذشت که دیدم زنه داره خودشو به جونگکوک نزدیک میکنه
دستشو گذاشته بود رو بازو جونگکوک و اروم شروع کرد نوازش کردن
دستش پیشرفت و دستشو گذاشت رو عضو خصوصی جونگکوک
دستشو هی بالا و پایین میکرد جونگکوک حالش داشت بدتر میشد سرشو چسبوند به دیوار زنه هم که انگار خوشش اومده بود کارشو هی تند تر و تند تر میکرد
حسابی اعصابم خورد شده بود
نوبت ما که شد با اعصبانیت خاکستری رو گرفتم تو دستم و به سمت اتاق دکتر رفتم
در زدم و وارد شدم دکتر از جاش بلند شد و به من دست داد و سلام و احوالپرسی کرد
_ خب برای حیونتون چه اتفاقی افتاده
خاکستری رو نشونش دادم و گفتم
+ ببخشید واکسن هم میزنید ؟
_ معلومه اما این گربه خیلی کوچیکه یک ماه دیگه بیاریدش
دیدگاه ها (۰)

بیب من برمیگردمپارت : 110از دامپزشکی اومدیم بیرون جونگکوک خی...

بیب من برمیگردمپارت : 111منو انداخت رو تخت و روم خیمه زد چشم...

بیب من برمیگردمپارت : 108بعد از اینکه اسم رو روی بچه گربه گذ...

بچه ها میشه فالوش کنید یکی از دوستامه تازه تاسیسه خوشحال میش...

black flower(p,281)

شوهر دو روزه پارت۸۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط