{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعنتی ! می خواهمت این بار جور دیگری

لعنتی ! می خواهمت این بار جور دیگری
هر نفس باشی کنارم محرم و بی روسری

تار و مارم کرده ای با  فرم و چال گونه ات
لابه لای خنده ات چنگیز را می آوری

چشم عسل ! لبها عسل  ! پیراهنت ظرف عسل
بس که شیرینی عزیزم قند بالا می بری

من پر از پاییز زردم ، برگریزانی کبود
لحظه لحظه در دلم آغاز یک شهریوری

مطمئناً سرنوشت یخ کنار آتش است
دختر گرم جنوبی پیش مرد آذری

من که با قول و قرارت دلخوشم ، یادت که هست؟
زیر باران !...
 گل خریدی !؟...
 این هم از یادآوری

زندگی را باختم وقتی نگاهت خیس شد
دختری بر روی شیشه ضربه زد "گل می خری ؟"

از نگاه عاشقت فهمیدم از جنس منی
دسته دسته گل خریدی گفتم از من بهتری

می شوی اعضای من وقتی بنی آدم شوم
آفرینش نذر چشمانت شدیداً گوهری !

قبل تو هر کس که آمد خاله بازی کرد و رفت !
لعنتی ! می خواهمت این بار جور دیگری
دیدگاه ها (۹)

شعری از طرف خداای سراپا معصیت بس کن دگر بد باختیخویش را در م...

تقدیم به توکه بهترینی

از تو کلام از سر لطفی، حتی نگاهی دلنشین کافی استآری برای شام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط