{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه شده..؟

چه شده..؟

اے دل دیوانه هوایش کردے؟

با دو چشمان پراز اشک صدایش کردے؟

گفته بودم که

دلش معدن بے معرفتے ست..

تو نشستے

ودلخوش به وفایش کردے!
دیدگاه ها (۲)

خنده از میڪده بگـریخت ،ڪجــائی ساقی؟بر سـر میـکده غــم ریخت ...

پاییز،همیشه خیلی تصادفی،از انتهای کوچه،سمت چپ،خیابان اول نه،...

وقتی می بوسمتتمام تنم میلرزدلب هایماشک هایمچقدر زیبا میخندید...

ده سال گذشت و گذشت اما باز من و تولدت و نبودت و خیالت مگه تو...

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

با هم ببینیم و بشنویم

یا اباعبدالله…دست دلم را بگیر؛نه برای آنکه همه آرزوهایم برآو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط