{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز،

پاییز،

همیشه خیلی تصادفی،

از انتهای کوچه،

سمت چپ،

خیابان اول نه، خیابان دوم،

اولین چهارراه

می‌آید...

دقیقا

از همانجایی که تو رفتی.
دیدگاه ها (۲)

دلتنگی..... یعنی...... بوســـ💋 ــیدن لبهای خیالی تواز ...

تو را به خدا سپردم ..خودم را به دلتنگی هام.. خدا خودش می دان...

خنده از میڪده بگـریخت ،ڪجــائی ساقی؟بر سـر میـکده غــم ریخت ...

چه شده..؟ اے دل دیوانه هوایش کردے؟با دو چشمان پراز اشک صدایش...

‌‌‹ تو دقیقا همون قسمت قشنگ زندگیِمنی که همیشه به وجودش میبا...

قلب های شکسته قسمت ۱۳آلبرت شانه بالا انداخت. «هیچی. فقط گفتم...

⁨⁨تو این موزه گربه ها از سر و کولتون بالا میرن 🐈😍تنها کافه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط