{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه اگر باز بسویم آیی

آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت

ترسم این شعلهٔ سوزندهٔ عشق
آخر آتش فکند بر جانت


#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

گر چه زهرم می‌چشانیاز شکر شیرین تری .... #وحشی_بافقی

عشق می بازم که غیر از باختن در عشق نیست در نبردی اینچنین،هر ...

#هر_روز_صبح_من_با#دوست_داشتن_تو_آغاز_میشود#و_این_یعنی_تمام_ز...

صبح است ؛‏‎در می زند کَسی ،‏‎بیدار شو !‏‎زندگی پشتِ دَر است....

دم دمای صبحی بود ، خورشید نور ضعیفی داشت و هنوز آثار کمی از...

باز مرغ غزلم میل پریدن داردتا به ایوان نجف شوق رسیدن داردنمک...

گفتاما در شبی این گونه گنگهیچ آوایی نمی آید به گوشگفتمشاما د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط